نقش معلمان در افزایش انگیزه تحصیلی دانش آموزان کم توان دختر در مقطع متوسطه
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 13
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_10835
تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404
چکیده مقاله:
انگیزه تحصیلی به عنوان موتور محرک اصلی یادگیری و پیشرفت تحصیلی، نقشی حیاتی در موفقیت بلندمدت دانش آموزان ایفا می کند. این مفهوم، که از تعامل پیچیده عوامل درونی و بیرونی نشات می گیرد، به ویژه در مورد دانش آموزان دارای نیازهای ویژه، از جمله دختران کم توان ذهنی در مقطع متوسطه، اهمیت دوچندان پیدا می کند. تحصیل در این مقطع سنی برای دانش آموزان کم توان، با چالش های شناختی، عاطفی و اجتماعی متعددی همراه است که فقدان انگیزه می تواند فرآیند آموزش و پرورش آنان را به مرز توقف برساند. پژوهش حاضر با هدف بررسی عمیق نقش چندوجهی معلمان در تقویت و تحریک انگیزه تحصیلی این گروه از دانش آموزان، بر ابعاد مختلف تعاملات کلاسی، راهبردهای تدریس، و ویژگی های شخصیتی معلمان تمرکز دارد. درک دقیق این نقش، به ویژه در بستر نظام آموزشی کشور که بر شمول گرایی تاکید دارد، می تواند مبنایی برای طراحی برنامه های حرفه ای توسعه معلم قرار گیرد. دانش آموزان دختر کم توان در مقطع متوسطه اغلب با کلیشه های جنسیتی، انتظارات پایین تر جامعه و مشکلات هویتی ناشی از تفاوت هایشان با همسالان عادی مواجه هستند. معلمان به عنوان عامل اصلی تسهیل گر محیط یادگیری، می توانند با ایجاد یک فضای حمایتی و با استفاده از روش های تدریس متناسب با نیازهای خاص این گروه، تاثیر مستقیمی بر میزان تلاش، استمرار مشارکت و دستیابی به اهداف آموزشی آنان بگذارند. سبک های معلمی مستبدانه یا بیش از حد سخت گیرانه می تواند به سرعت منجر به کاهش خودکارآمدی و در نهایت ترک تحصیل یا بی تفاوتی تحصیلی شود (Schunk & Pajares, ۲۰۱۴(. در مقابل، معلمانی که از رویکرد مشارکتی، بازخورد سازنده و تاکید بر نقاط قوت دانش آموز استفاده می کنند، می توانند چارچوب مرجع امنی برای رشد انگیزه درونی فراهم آورند. این چکیده بر این فرضیه استوار است که کیفیت رابطه معلم-دانش آموز و مهارت های تخصصی معلم در انطباق محتوا و ارزشیابی، مهم ترین متغیرهای تعدیل کننده انگیزه در این جامعه هدف است. بررسی های موجود نشان می دهند که خودکارآمدی معلم (Teacher Efficacy( به عنوان یک عامل کلیدی، مستقیما با باور معلمان به توانایی خود در ایجاد انگیزه در سخت ترین شرایط یادگیری ارتباط دارد (Tschannen-Moran & Woolfolk Hoy, ۲۰۱۸(. علاوه بر این، توجه به تفاوت های جنسیتی در بروز علائم کم توانی و نیازهای آموزشی در دوران بلوغ و نوجوانی دختران، نیازمند رویکردی ظریف تر از سوی معلمان است. این دانش آموزان در دوره متوسطه علاوه بر چالش های یادگیری، با تغییرات هورمونی و اجتماعی نوجوانی نیز دست و پنجه نرم می کنند که این امر، حساسیت بیشتری نسبت به بازخوردهای دریافتی از معلم ایجاد می کند. تقویت مفهوم ارزشمندی شخصی و ارتباط بین تلاش و موفقیت، که اغلب توسط معلمان به صورت مکرر و از طریق مدل سازی رفتار (Modeling( منتقل می شود، برای تثبیت انگیزه ضروری است. در نهایت، این پژوهش با هدف استخراج راهبردهای عملی مبتنی بر شواهد برای توانمندسازی معلمان جهت تبدیل شدن به کاتالیزورهای اصلی انگیزه در دانش آموزان کم توان دختر، ساماندهی شده است تا به غنای ادبیات تخصصی در حوزه آموزش ویژه و روانشناسی تربیتی کمک نماید و نتایج آن به سیاست گذاران آموزشی برای بهبود آموزش های ضمن خدمت معلمان ارائه شود.
کلیدواژه ها:
انگیزه تحصیلی ، دانش آموزان کم توان دختر ، مقطع متوسطه ، نقش معلم ، آموزش ویژه ، خودکارآمدی معلم ، راهبردهای انگیزشی ، محیط یادگیری حمایتی
نویسندگان
نگار حاجوی
دبیر