نقش حمایت عاطفی خانواده در بهبود عملکرد آموزشی دانش آموزان کم توان دختر مقطع متوسطه

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 33

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_10832

تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف بررسی دقیق و تحلیلی نقش بنیادین حمایت عاطفی خانواده در ارتقاء سطح عملکرد آموزشی دانش آموزان دختر دارای توانایی های ذهنی محدود یا نیازمندی های ویژه در دوره متوسطه انجام شده است. این گروه از دانش آموزان، به دلیل ماهیت چالش های شناختی و سازشی خود، بیش از سایرین نیازمند یک محیط حمایتی منسجم، پایدار و سرشار از درک متقابل هستند که این مهم در درجه اول از سوی خانواده تامین می شود. عملکرد آموزشی در این جمعیت نه تنها تابعی از توانایی های ذاتی و کیفیت آموزش های مدرسه است، بلکه متاثر از عوامل محیطی و روانی-اجتماعی متعددی است که حمایت عاطفی خانواده در راس آن ها قرار دارد. این حمایت شامل ابراز محبت، تایید ارزش ها، ایجاد امنیت روانی، تشویق به استقلال و فراهم آوردن فضایی عاری از فشار و سرزنش می باشد.تحقیقات گسترده در حوزه روان شناسی تربیتی و آموزش ویژه نشان داده اند که کمبود حمایت عاطفی می تواند منجر به افزایش اضطراب عملکرد، کاهش انگیزه درونی، افزایش نرخ ترک تحصیل و بروز مشکلات رفتاری در این دانش آموزان گردد (همراهی و همکاران، ۱۳۹۸). دانش آموزان کم توان دختر در مقطع متوسطه با فشارهای مضاعف اجتماعی، بلوغ جسمی و روانی، و انتظارات متفاوت جنسیتی در محیط آموزشی مواجه هستند؛ لذا، تاثیر مثبت حمایت عاطفی خانواده در کاهش این استرس ها و ایجاد تاب آوری برای مقابله با ناکامی های آموزشی، حیاتی است. یک رابطه عاطفی ایمن و مثبت با والدین، به دانش آموز اطمینان می دهد که شکست های تحصیلی موقتی هستند و ارزش وجودی او وابسته به نمرات و موفقیت های صرف نیست، که این خود عاملی کلیدی در حفظ استمرار تلاش و پذیرش بازخورد سازنده است (اسمیت و جونز، ۲۰۱۹).روش تحقیق مورد استفاده در این مطالعه، ترکیبی از مرور نظام مند ادبیات موجود و تحلیل مفهومی مبتنی بر نظریه های دلبستگی و خودتعیین گری (Self-Determination Theory) است. نظریه دلبستگی بولبی (Bowlby, ۱۹۶۹) چارچوبی نظری برای درک این موضوع فراهم می آورد که چگونه سبک دلبستگی ایمن شکل گرفته در کانون خانواده، زمینه را برای اکتشاف محیط، از جمله محیط آموزشی، فراهم می سازد. دانش آموزی که از حمایت عاطفی کافی برخوردار است، احتمالا دلبستگی ایمنی با والدین خود برقرار کرده و در نتیجه، با اطمینان بیشتری در کلاس درس شرکت کرده و در برابر چالش ها عقب نشینی نمی کند. علاوه بر این، نظریه خودتعیین گری (Deci & Ryan, ۲۰۰۰) بر اهمیت تامین سه نیاز اساسی روانی درونی تاکید دارد: شایستگی، ارتباط (Relatedness)، و خودگردانی. حمایت عاطفی خانواده به طور مستقیم نیاز به ارتباط و تا حدی نیاز به شایستگی را از طریق تایید تلاش ها برآورده می سازد که نتیجه آن افزایش انگیزه درونی برای یادگیری است.نتایج حاصل از تحلیل اسنادی و مطالعات موردی نشان می دهد که خانواده هایی که از راهبردهای مثبت ارتباطی بهره می برند، نظیر گوش دادن فعال، همدلی، و تنظیم هیجانات مشترک با فرزند، به شکل معناداری در بهبود مهارت های خودتنظیمی، افزایش حضور فعال در کلاس و دستیابی به نتایج آموزشی بهتر در دانش آموزان کم توان نقش آفرینی می کنند (محمدی و حسینی، ۱۴۰۰). این حمایت باید فراتر از نیازهای اولیه باشد و شامل درک محدودیت های شناختی، ترویج استقلال متناسب با سطح توانایی، و جشن گرفتن موفقیت های کوچک باشد. نادیده گرفتن نیازهای عاطفی یا اتخاذ رویکردهای تنبیهی در مواجهه با افت تحصیلی، می تواند منجر به ایجاد خودانگاره منفی، احساس بی کفایتی مزمن و در نهایت، تشدید مشکلات یادگیری شود. بنابراین، پژوهش حاضر قویا بر لزوم طراحی برنامه های آموزشی والدین محور تاکید دارد که به طور خاص بر تقویت مهارت های ارائه حمایت عاطفی هدفمند و موثر برای والدین این قشر خاص از جامعه تمرکز نمایند تا بتوانند به عنوان اصلی ترین عامل تسهیل کننده موفقیت تحصیلی فرزندانشان عمل کنند.