تعامل معلمان و هوش مصنوعی؛ فرصتی نو برای ارتقای کیفیت آموزش

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 17

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_10809

تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404

چکیده مقاله:

عصر حاضر، با ویژگی های بارز خود یعنی انفجار داده ها، اتصال پذیری گسترده و پیشرفت های شتابان در حوزه فناوری های نوین، به ویژه هوش مصنوعی (AI)، پارادایم های سنتی آموزش را با چالش های بنیادین مواجه ساخته است. نظام های آموزشی که عمدتا بر انتقال دانش از معلم به دانش آموز متکی بودند، در مواجهه با نیازهای متغیر بازار کار و پیچیدگی های دنیای مدرن، نیازمند بازنگری اساسی هستند. در این میان، هوش مصنوعی به عنوان یک کاتالیزور بالقوه، قابلیت های بی سابقه ای را برای شخصی سازی یادگیری، خودکارسازی وظایف اداری و ارائه بازخوردهای آنی فراهم می آورد. با این حال، نقش معلم در این اکوسیستم نوین، نه تنها کاهش نمی یابد، بلکه ماهیتی متفاوت و پیچیده تر پیدا می کند. این پژوهش با تمرکز بر مفهوم «تعامل معلمان و هوش مصنوعی»، به دنبال تبیین این هم افزایی به عنوان یک فرصت راهبردی برای ارتقای کیفیت آموزش است. مسئله اصلی این است که چگونه می توان تعاملی سازنده و موثر میان توانمندی های شناختی و عاطفی معلمان و قدرت پردازش و تحلیل هوش مصنوعی ایجاد کرد تا منجر به بهبود نتایج یادگیری و افزایش اثربخشی فرآیند تدریس شود. اهداف این بررسی شامل شناسایی مدل های بهینه تعامل، تحلیل چالش های اخلاقی و فنی این همسویی، و ارائه راهکارهایی برای یکپارچه سازی موفقیت آمیز است. اهمیت این موضوع در آن نهفته است که بدون درک صحیح و مدیریت فعال این تعامل، پتانسیل تحول آفرین هوش مصنوعی در آموزش به شکلی ناقص یا حتی مخرب بروز خواهد یافت. روش شناسی این مطالعه مبتنی بر رویکرد مفهومی-تحلیلی است که با استناد به ادبیات موجود در حوزه های آموزش الکترونیکی، یادگیری ماشینی و روانشناسی تربیتی، به ساخت یک چارچوب نظری برای تبیین این تعامل می پردازد. یافته های نظری نشان می دهند که در غیاب هدایتگری و قضاوت انسانی معلم، ابزارهای هوش مصنوعی صرفا ابزارهایی مکانیکی باقی خواهند ماند؛ در مقابل، معلمانی که مهارت های لازم برای استفاده انتقادی از این ابزارها را کسب کنند، می توانند نقش خود را از انتقال دهنده صرف اطلاعات به تسهیل کننده، مربی عاطفی و طراح تجارب یادگیری پیچیده ارتقا دهند. در این راستا، هوش مصنوعی باید به عنوان یک دستیار هوشمند تلقی شود که وظایف تکراری را بر عهده گرفته و به معلم اجازه می دهد تا انرژی و تمرکز خود را بر جنبه های انسانی آموزش، از جمله پرورش خلاقیت، تفکر انتقادی و توسعه مهارت های اجتماعی-عاطفی دانش آموزان متمرکز سازد. نتیجه گیری کلی بر این مبنا استوار است که آینده آموزش در گرو ایجاد یک «همکاری هوشمند» بین نبوغ انسانی معلم و ظرفیت های محاسباتی هوش مصنوعی است، امری که نیازمند بازطراحی زیرساخت های آموزشی، برنامه های درسی و شیوه های تربیت معلم است. این تعامل نه تنها کیفیت آموزش را افزایش می دهد، بلکه می تواند به حل معضلات دیرینه نابرابری آموزشی و عدم انطباق محتوای آموزشی با نیازهای فردی کمک کند.

کلیدواژه ها:

هوش مصنوعی در آموزش ، تعامل انسان و ماشین ، کیفیت آموزش ، نقش معلم نوین ، شخصی سازی یادگیری.

نویسندگان

فرشته جهان تیغی

دبیر آموزش و پرورش