مدارس اثربخش و ویژگی های آن ها در ارتقای کیفیت آموزش

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 21

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_10805

تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف بررسی و تبیین نقش حیاتی مدارس اثربخش در ارتقای کیفیت آموزش در نظام های آموزشی معاصر شکل گرفته است. کیفیت آموزش به عنوان محور توسعه پایدار و سرمایه انسانی هر جامعه، نیازمند محیط هایی است که بتوانند به طور مداوم و هدفمند نتایج یادگیری مطلوب را برای همه دانش آموزان فراهم آورند. مدارس اثربخش، کانون هایی هستند که با اتکا به مجموعه ای از ویژگی های مشخص، از جمله رهبری آموزشی قوی، مشارکت فعال ذینفعان، تمرکز بر نتایج، محیط یادگیری مثبت و تعهد حرفه ای کارکنان، توانسته اند عملکرد تحصیلی و تربیتی خود را به طور چشمگیری بهبود بخشند. بیان مسئله این پژوهش حول محور شکاف موجود میان وضعیت مطلوب (مدارس ایده آل) و وضعیت موجود نظام های آموزشی در دستیابی به استانداردهای بالای یادگیری و شکوفایی استعدادهای دانش آموزان می چرخد. بسیاری از مدارس با وجود صرف منابع، نتوانسته اند تاثیر قابل توجهی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بگذارند، که این امر ضرورت شناسایی و ترویج مدل های اثربخش را دوچندان می سازد.روش پژوهش مورد استفاده در این مقاله، رویکرد توصیفی-تحلیلی است که با بهره گیری از مطالعات اسنادی و مرور ادبیات گسترده در حوزه مدیریت آموزشی و روانشناسی تربیتی انجام شده است. این رویکرد امکان می دهد تا ویژگی های مشترک مدارس اثربخش شناسایی و مکانیزم های تاثیرگذاری آن ها بر کیفیت آموزش مورد سنجش قرار گیرد. نتایج مورد انتظار از این بررسی نشان می دهند که عوامل متعددی در تعامل با یکدیگر، مدرسه را به سمت اثربخشی سوق می دهند؛ از جمله این عوامل می توان به داشتن چشم انداز و ماموریت واضح، تمرکز بر توسعه حرفه ای مستمر معلمان، استفاده موثر از داده ها برای تصمیم گیری، و ایجاد فرهنگ پاسخگویی و یادگیری سازمانی اشاره کرد. همچنین انتظار می رود پژوهش حاضر، راهکارهای عملی برای سیاست گذاران و مدیران مدارس جهت نهادینه سازی این ویژگی ها ارائه دهد.جمع بندی نشان می دهد که اثربخشی مدرسه یک هدف ایستا نیست، بلکه یک فرآیند پویا و مستمر بهبود است که مدیریت فعالانه تغییر و تعهد جمعی تمامی اجزای مدرسه را می طلبد. تمرکز صرف بر ورودی ها (منابع) بدون توجه به فرآیندها و خروجی ها (نتایج یادگیری) منجر به اتلاف منابع خواهد شد. بنابراین، دستیابی به کیفیت برتر آموزش، مستلزم بازتعریف نقش مدرسه از یک نهاد صرفا انتقال دهنده محتوا به یک سازمان یادگیرنده و تحول آفرین است که سنگ بنای آن، ایجاد و حفظ ویژگی های مشخص مدارس اثربخش خواهد بود. این پژوهش بر اهمیت هم راستایی استراتژیک بین رهبری، منابع انسانی و اهداف آموزشی برای دستیابی به نتایج ملموس تاکید می ورزد