مدرسه هوشمند: زیرساخت های فناورانه و چالش های اجرایی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22

فایل این مقاله در 21 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_10776

تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404

چکیده مقاله:

تحول دیجیتال در دهه های اخیر، ابعاد مختلف زندگی بشر، از جمله آموزش را تحت تاثیر عمیق قرار داده است. مدارس هوشمند به عنوان یکی از مظاهر این تحول، نویدبخش ایجاد محیط های یاددهی-یادگیری پویا، تعاملی و شخصی سازی شده هستند که قادرند نیازهای متغیر دنیای امروز را برآورده سازند. این مفهوم، که ریشه در تلفیق فناوری های نوین اطلاعات و ارتباطات (فاوا) با فرآیندهای آموزشی دارد، فراتر از صرفا فراهم آوردن سخت افزار و نرم افزار در کلاس درس است و به دگرگونی پارادایم های آموزشی، رویکردهای تربیتی و حتی ساختارهای مدیریتی مدارس اشاره دارد. هدف اصلی مدارس هوشمند، ارتقاء کیفیت آموزش، افزایش دسترسی به منابع آموزشی، تقویت مهارت های قرن بیست و یکم در دانش آموزان و آماده سازی آن ها برای زندگی در جامعه ای دانش محور و فناورانه است. این امر مستلزم بازنگری در شیوه های تدریس، ارزیابی، و تعامل میان معلمان، دانش آموزان و اولیا است. در این راستا، زیرساخت های فناورانه شامل شبکه های ارتباطی پایدار و پرسرعت، تجهیزات سخت افزاری مدرن (مانند رایانه ها، تبلت ها، پروژکتورهای هوشمند، و تجهیزات واقعیت مجازی و افزوده)، نرم افزارهای آموزشی متنوع (شامل سیستم های مدیریت یادگیری، پلتفرم های تعاملی، ابزارهای تولید محتوا، و نرم افزارهای تحلیلی)، و دسترسی به منابع دیجیتال غنی، از ارکان اساسی تحقق مفهوم مدرسه هوشمند محسوب می شوند. این زیرساخت ها باید به گونه ای طراحی و پیاده سازی شوند که قابلیت انطباق با نیازهای آموزشی مختلف، مقیاس پذیری، امنیت، و سهولت استفاده را تضمین نمایند. علاوه بر زیرساخت های سخت افزاری و نرم افزاری، داده ها نیز به عنوان یکی از زیرساخت های حیاتی در مدارس هوشمند مطرح هستند. جمع آوری، تحلیل و استفاده موثر از داده های مربوط به عملکرد دانش آموزان، فرآیندهای یاددهی، و محیط یادگیری، امکان شناسایی نقاط قوت و ضعف، ارائه بازخورد سازنده، و تصمیم گیری مبتنی بر شواهد را فراهم می آورد. این تحلیل داده ها می تواند به شخصی سازی مسیرهای یادگیری، شناسایی دانش آموزان در معرض خطر، و بهینه سازی استراتژی های آموزشی منجر شود. با این حال، پیاده سازی و استقرار موفقیت آمیز مدارس هوشمند با چالش های فراوانی روبرو است که عمدتا به سه دسته کلی تقسیم می شوند: چالش های فنی و زیرساختی، چالش های انسانی و فرهنگی، و چالش های مدیریتی و مالی. در حوزه چالش های فنی، می توان به عدم دسترسی یکسان به زیرساخت های فناورانه در مناطق مختلف جغرافیایی، فرسودگی تجهیزات، نبود استانداردهای واحد، مسائل مربوط به امنیت سایبری و حریم خصوصی داده ها، و دشواری نگهداری و به روزرسانی مداوم فناوری ها اشاره کرد. این نابرابری در دسترسی به فناوری، شکاف دیجیتال را تشدید کرده و ممکن است منجر به نابرابری آموزشی شود. چالش های انسانی و فرهنگی شامل مقاومت معلمان در برابر تغییر، عدم آشنایی کافی با فناوری های جدید، کمبود مهارت های لازم برای استفاده موثر از ابزارهای دیجیتال در فرآیندهای یاددهی-یادگیری، و عدم آمادگی دانش آموزان و اولیا برای پذیرش مدل های نوین آموزشی است. تغییر ذهنیت و فرهنگ سازمانی مدرسه، از رویکردهای سنتی به رویکردهای فناورانه، نیازمند سرمایه گذاری قابل توجهی در آموزش مستمر و توانمندسازی نیروی انسانی است. همچنین، نگرش سنتی نسبت به نقش معلم به عنوان تنها منبع دانش، مانعی برای پذیرش نقش تسهیل گری و هدایت گری در محیط های یادگیری دیجیتال محسوب می شود. چالش های مدیریتی و مالی نیز از دیگر موانع مهم محسوب می شوند. تامین بودجه کافی برای خرید و نگهداری زیرساخت های فناورانه، توسعه برنامه های درسی متناسب با مدارس هوشمند، تدوین سیاست های حمایتی و مقررات لازم، و ارزیابی اثربخشی مداخلات آموزشی مبتنی بر فناوری، نیازمند مدیریت هوشمندانه و برنامه ریزی استراتژیک است. عدم وجود چارچوب های مدیریتی منسجم و فقدان حمایت های دولتی پایدار می تواند روند پیاده سازی مدارس هوشمند را با کندی مواجه سازد. این پژوهش با هدف بررسی جامع زیرساخت های فناورانه مورد نیاز برای مدارس هوشمند و همچنین شناسایی و تحلیل چالش های اجرایی مرتبط با پیاده سازی این مدارس، انجام شده است. تمرکز بر این دو حوزه، به دست اندرکاران حوزه آموزش، سیاست گذاران، و مدیران مدارس کمک خواهد کرد تا با شناخت دقیق موانع موجود، راهکارهای عملی و موثری را برای دستیابی به اهداف مدارس هوشمند تدوین و اجرا نمایند. در این راستا، ابتدا به بررسی مفاهیم کلیدی مرتبط با مدارس هوشمند و زیرساخت های فناورانه آن پرداخته شده و سپس با مرور پیشینه پژوهش های انجام شده در این زمینه، شکاف های موجود در دانش شناسایی خواهد شد. در ادامه، بیان مسئله به تفصیل تشریح گردیده و اهمیت و ضرورت انجام این تحقیق مورد تاکید قرار می گیرد. بخش های بعدی به تشریح چالش های فنی، انسانی، مدیریتی، و ارائه راهکارها و پیشنهادهای عملی برای غلبه بر این موانع اختصاص خواهد یافت. در نهایت، با جمع بندی یافته ها، نتیجه گیری جامعی ارائه خواهد گردید. این تحقیق تلاش دارد تا با ارائه یک چارچوب تحلیلی جامع، به درک عمیق تر از پیچیدگی های پیاده سازی مدارس هوشمند کمک کرده و مسیری روشن تر را برای توسعه این مفهوم در نظام آموزشی کشور ترسیم نماید.

نویسندگان

مینا میرزایی

معاون آموزشی

سلما پورعابدی

معاون اجرایی