نقش برنامه ریزی درسی در تحقق اهداف کلان آموزش و پرورش و تربیت متوازن دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 21
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_10658
تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404
چکیده مقاله:
برنامه ریزی درسی به عنوان فرایندی نظام مند و حیاتی، نقش محوری در تحقق اهداف کلان نظام آموزش و پرورش ایفا می نماید. این پژوهش با هدف بررسی عمیق و تحلیلی تاثیرگذاری طراحی، اجرا و ارزشیابی برنامه های درسی بر دستیابی به اهداف ترسیم شده در سطوح ملی، به ویژه اهداف مبتنی بر پرورش متوازن ابعاد شناختی، عاطفی و مهارتی دانش آموزان، انجام شده است. اهداف کلان آموزش و پرورش، غالبا فراتر از انتقال صرف دانش بوده و شامل تربیت شهروندانی مسئول، خلاق، نقاد و متعهد به ارزش های بنیادین جامعه است. چارچوب نظری این تحقیق بر مبانی نظریه های یادگیری اجتماعی، ساخت گرایی و نظریه های توسعه برنامه درسی (مانند رویکرد سیستمی و رویکرد مبتنی بر شایستگی) استوار است.برنامه ریزی درسی، فرایندی است که طی آن محتوا، روش های تدریس، منابع آموزشی و معیارهای ارزشیابی بر اساس نیازهای جامعه، اسناد بالادستی و یافته های روان شناختی و تربیتی انتخاب و سازماندهی می شوند (شعبانی، ۱۳۹۸). عدم انطباق میان محتوای برنامه های درسی و اهداف کلان، منجر به شکاف عمیقی بین خروجی های مورد انتظار نظام آموزشی و نیازهای واقعی جامعه می شود. این تحقیق نشان می دهد که برنامه ریزی درسی موثر، با تمرکز بر اهداف یادگیری رفتاری و غیررفتاری، طراحی فعالیت های یاددهی-یادگیری فعال و استفاده از رویکردهای ارزشیابی تکوینی و پایانی منسجم، می تواند این شکاف را پر کند.در بخش بیان مسئله، چالش هایی نظیر تمرکز بیش از حد بر محتوای دانشی، غفلت از ابعاد تربیتی و مهارت های قرن بیست و یکم، و نیز عدم انعطاف پذیری برنامه ها در پاسخ به تحولات سریع اجتماعی و فناوری مورد بحث قرار می گیرد. پیشینه پژوهش ها بر اهمیت رویکردهای توسعه ای و مشارکتی در برنامه ریزی درسی تاکید دارند، اما نشان می دهند که اجرای این رویکردها در عمل با موانع ساختاری و فرهنگی متعددی روبرو است (Tyler, ۱۹۴۹; Posner & Rudnitsky, ۲۰۰۹).اهمیت این تحقیق در ارائه چارچوبی تحلیلی برای ارزیابی میزان همسویی برنامه های درسی موجود با اسناد بالادستی مانند سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است. نتایج این مطالعه، راهکارهایی عملی برای بازنگری در فرآیندهای برنامه ریزی، از جمله تقویت مشارکت ذی نفعان، توسعه حرفه ای معلمان در زمینه اجرای برنامه های درسی فعال و ایجاد سازوکارهای نظارتی پویا، پیشنهاد می دهد. در نهایت، نتیجه گیری بر این تاکید دارد که برنامه ریزی درسی، نه صرفا یک فرآیند فنی، بلکه یک کنش سیاسی-اجتماعی است که جهت گیری تربیت نسل آینده را تعیین می کند و نیازمند بازنگری مستمر و مبتنی بر شواهد است. این پژوهش با استفاده از منابع دانشگاهی معتبر داخلی و خارجی، به غنای ادبیات برنامه ریزی درسی در حوزه اهداف کلان تربیتی کمک می کند.
کلیدواژه ها:
برنامه ریزی درسی ، اهداف کلان آموزش و پرورش ، تربیت متوازن ، سند تحول ، اجرای برنامه درسی ، ارزشیابی آموزشی.
نویسندگان