بررسی تعارض آموزش رسمی با نیازهای واقعی زندگی دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 16
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_10657
تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404
چکیده مقاله:
آموزش رسمی به عنوان یکی از بنیادی ترین نهادهای اجتماعی، نقش تعیین کننده ای در شکل دهی به شخصیت، مهارت ها و آینده فردی و اجتماعی دانش آموزان ایفا می کند. با این حال، در دهه های اخیر شکاف و تعارض معناداری میان محتوای آموزش رسمی و نیازهای واقعی زندگی دانش آموزان پدید آمده است؛ تعارضی که پیامدهای آن در قالب کاهش انگیزه تحصیلی، ضعف مهارت های زندگی، ناتوانی در حل مسائل واقعی و بی ارتباطی آموخته ها با زندگی روزمره نمایان می شود. این پژوهش با هدف بررسی ابعاد، علل و پیامدهای تعارض میان آموزش رسمی و نیازهای واقعی زندگی دانش آموزان انجام شده است. در چکیده حاضر، تلاش شده است تصویری جامع از مسئله ارائه شود و اهمیت بازنگری در نظام آموزشی مورد تاکید قرار گیرد.آموزش رسمی در بسیاری از نظام های آموزشی، بر انتقال دانش نظری، حفظ مطالب درسی و موفقیت در آزمون ها متمرکز است. این رویکرد اگرچه در انتقال اطلاعات علمی نقش دارد، اما اغلب از پرورش مهارت های اساسی زندگی مانند تفکر انتقادی، حل مسئله، ارتباط موثر، تصمیم گیری، سواد مالی، سواد رسانه ای و آمادگی برای زندگی اجتماعی و شغلی غفلت می کند. در نتیجه، دانش آموزان پس از سال ها تحصیل، خود را ناتوان از مواجهه موثر با چالش های واقعی زندگی می یابند. این ناتوانی، نه تنها فرد را دچار سردرگمی می کند، بلکه جامعه را نیز با نیروهای انسانی کم مهارت و وابسته مواجه می سازد.پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی و توصیفی، به بررسی ریشه های این تعارض می پردازد. از جمله عوامل موثر می توان به برنامه های درسی غیرمنعطف، تمرکز بر حافظه محوری، غلبه ارزشیابی های کمی، بی توجهی به تفاوت های فردی دانش آموزان، و فاصله میان مدرسه و واقعیت های اجتماعی اشاره کرد. همچنین، نقش معلمان، سیاست گذاران آموزشی و خانواده ها در تشدید یا کاهش این تعارض مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد که عدم هم راستایی اهداف آموزش رسمی با نیازهای واقعی زندگی، موجب کاهش کارآمدی نظام آموزشی و افزایش نارضایتی دانش آموزان شده است.در نهایت، این پژوهش بر ضرورت تحول در رویکردهای آموزشی تاکید دارد و پیشنهاد می کند که آموزش رسمی باید از حالت صرفا نظری خارج شده و به سوی آموزش های مهارت محور، زندگی محور و مسئله محور حرکت کند. چنین تحولی می تواند زمینه ساز تربیت نسلی توانمند، مسئول و آماده برای زندگی در دنیای پیچیده معاصر باشد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان