بررسی موانع استفاده از روش های نوین تدریس در نظام آموزش و پرورش
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 25
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_10656
تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404
چکیده مقاله:
نظام های آموزشی در سراسر جهان در مواجهه با سرعت تحولات فناوری، اقتصادی و اجتماعی، ناگزیر به بازنگری در رویکردهای سنتی یاددهی-یادگیری و روی آوردن به روش های نوین تدریس هستند. روش های نوین تدریس، که بر فعال سازی نقش دانش آموز، تقویت مهارت های قرن بیست و یکم، و ادغام موثر فناوری تاکید دارند، برای تربیت نسلی خلاق، حل مسئله گر و آماده برای آینده ضروری به نظر می رسند. با این حال، علی رغم تاکیدات مکرر سیاست گذاران و وجود اسناد بالادستی متعدد، شواهد میدانی نشان می دهد که اجرای این روش ها در عمق مدارس و در کلاس های درس، با موانع ساختاری، فرهنگی، انسانی و فناورانه متعددی روبه رو است.هدف اصلی این پژوهش، شناسایی، تحلیل و دسته بندی موانع اساسی است که مانع از به کارگیری کارآمد و گسترده روش های نوین تدریس (مانند تدریس پروژه محور، یادگیری مشارکتی، استفاده از فناوری های تعاملی و رویکردهای ترکیبی) در نظام آموزش و پرورش ایران می شود. اهمیت این بررسی از آن جهت است که اجرای موفق تحول آموزشی منوط به درک دقیق ریشه های مقاومت و موانع اجرایی است. عدم شناسایی و رفع این موانع، منجر به شکاف عمیق میان سیاست گذاری و عمل، هدررفت منابع، کاهش انگیزه معلمان، و در نهایت، عدم دستیابی دانش آموزان به شایستگی های مورد نیاز جامعه مدرن خواهد شد.روش کلی این پژوهش، توصیفی-تحلیلی خواهد بود. جمع آوری داده ها از طریق ترکیبی از روش ها صورت می گیرد: نخست، مطالعات کتابخانه ای گسترده برای استخراج مبانی نظری و تجارب جهانی در زمینه موانع نوآوری آموزشی انجام خواهد شد. سپس، ابزارهای کمی و کیفی نظیر پرسشنامه های استاندارد شده برای سنجش نگرش معلمان و مدیران نسبت به موانع، و مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با نمونه ای از جامعه هدف (شامل معلمان مقاطع مختلف، مدیران مدارس، و کارشناسان حوزه های آموزشی) برای دستیابی به درک عمیق تر از ماهیت موانع اجرایی مورد استفاده قرار می گیرد. جامعه پژوهش شامل کلیه سطوح نظام آموزش و پرورش (از سیاست گذاران تا مجریان در سطح مدرسه) خواهد بود و نمونه گیری هدفمند برای انتخاب واحدهای کیفی و نمونه گیری خوشه ای برای بخش کمی در نظر گرفته می شود.نتایج کلی مورد انتظار نشان می دهند که موانع استفاده از روش های نوین تدریس ماهیتی چندوجهی دارند. موانع انسانی/فردی شامل مقاومت برخی معلمان در برابر تغییر، کمبود مهارت ها و اعتماد به نفس در به کارگیری فناوری ها، و عدم درک عمیق فلسفه پشت این روش هاست. موانع ساختاری/سازمانی شامل تراکم بالای کلاس های درس، کمبود شدید زمان برای برنامه ریزی و اجرای فعالیت های نوین، فقدان زیرساخت های فناوری کافی و عدم تناسب در نظام های ارزشیابی و نظارتی است که مبتنی بر آموزش سنتی هستند. موانع فرهنگی نیز شامل انتظار والدین و جامعه برای حفظ ساختار سنتی آموزش و فشار بر اجرای سریع محتوای کتاب های درسی است.در نهایت، این پژوهش تلاش می کند با ارائه یک چارچوب تحلیلی جامع از موانع، مسیر روشنی برای سیاست گذاران آموزشی ترسیم کند تا با رفع این چالش ها، زمینه برای تحول پایدار و موفقیت آمیز در کیفیت یاددهی-یادگیری از طریق به کارگیری روش های نوین فراهم گردد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان