چالش ها و فرصت های پیش رو معلمان و والدین در پرورش نسل دیجیتال در عصر هوش مصنوعی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 12
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_10618
تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404
چکیده مقاله:
پرورش نسل دیجیتال (شامل نسل های Z و آلفا) در عصر هوش مصنوعی، مهمترین و پیچیده ترین ماموریت تربیتی پیش روی نظام های آموزشی و خانواده ها در قرن بیست و یکم است. این مقاله با هدف تحلیل چالش ها و فرصت های مشترک پیش روی معلمان و والدین و با رویکردی تحلیلی-توصیفی و بر پایه مطالعه منابع کتابخانه ای معتبر، نگاشته شده است. یافته ها نشان می دهد که مواجهه با این نسل، دوگانه ای از تهدیدها و فرصت های بی سابقه را ایجاد کرده است.از یک سو، چالش های عمیقی، نقش سنتی معلمان و والدین را به آزمون کشیده است. شکاف دیجیتالی بین نسل ها، کاهش اقتدار و توان هدایتگری بزرگسالان را در پی داشته است. مسائل امنیت سایبری، حریم خصوصی و اخلاق دیجیتال، با پیچیدگی الگوریتم های هوش مصنوعی، نگرانی هایی حیاتی ایجاد کرده اند. همچنین، کم رنگ شدن تعاملات رو در رو و مهارت های اجتماعی-هیجانی، همراه با چالش های نوینی مانند گسترش اطلاعات نادرست (شبه علم) و سرقت علمی ناشی از دسترسی آسان به ابزارهای تولید محتوا، بعد جدیدی به مسئولیت تربیتی افزوده است.از سوی دیگر، هوش مصنوعی ظرفیت های تحول آفرینی را برای غلبه بر همین چالش ها فراهم می کند. مهمترین این فرصت ها، امکان گذار از آموزش انبوه به یادگیری کاملا شخصی سازی شده و انطباقی است که در آن، مسیر آموزشی متناسب با استعداد و سرعت یادگیری هر فرد طراحی می شود. این فناوری با اتوماسیون وظایف اداری و تکراری معلمان، زمان و انرژی آنان را برای تمرکز بر «تربیت» و رابطه ای انسانی تر آزاد می سازد. همچنین، این عصر، ضرورت پرورش مهارت های کلیدی آینده از جمله سواد داده ای، تفکر انتقادی، خلاقیت، حل مساله پیچیده و یادگیری مادام العمر را پررنگ کرده است؛ مهارت هایی که هوش مصنوعی خود می تواند به عنوان ابزار آموزشی قدرتمند در خدمت تقویت آنها قرار گیرد.نتیجه کلیدی مقاله تاکید بر این است که تبدیل تهدیدها به فرصت، در گرو توانمندسازی نظام مند معلمان و والدین و ایجاد همکاری ساختاریافته بین نهاد خانه و مدرسه است. این همکاری باید حول محورهایی مانند تدوین خط مشی مشترک برای استفاده از فناوری، ایجاد کانال های ارتباطی شفاف و اجرای پروژه های تربیتی مشترک شکل گیرد. در نهایت، پرورش نسلی که نه مصرف کننده ای منفعل، بلکه شهروندی خلاق، مسئول و منتقد در فضای دیجیتال باشد، مستلزم بازتعریف نقش مربیان به عنوان «راهبران یادگیری» و ادغام سواد دیجیتال و اخلاق در هسته مرکزی برنامه های درسی است. آینده از آن جوامعی است که این هم راهی موثر را درک و اجرا کنند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
نجمه احمدی
کارشناسی روانشناسی
مریم یلمه
کارشناسی روانشناسی