تاثیر هوش مصنوعی در تعلیم و تربیت
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 24
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_10617
تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404
چکیده مقاله:
پیشرفت های سریع فناوری هوش مصنوعی، به ویژه با ظهور مدل های مولد و مدل های بنیادی، پارادایم سنتی نظام های تعلیم و تربیت را در سراسر جهان با تحولی بی سابقه مواجه ساخته است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و با مرور نظام مند منابع معتبر فارسی و انگلیسی، به بررسی عمیق تاثیرات چندوجهی هوش مصنوعی بر فرآیند آموزش و پرورش می پردازد. یافته ها نشان می دهد هوش مصنوعی با قابلیت های شناختی پیشرفته (مانند درک زمینه، استدلال چندمرحله ای و حل مسئله پیچیده) فراتر از یک ابزار کمکی ساده عمل کرده و به سمت ایفای نقش یک راهنمای هوشمند برای تقویت تفکر مستقل و خلاق حرکت می کند.مهم ترین دستاورد این فناوری، گذار از آموزش تعمیمیافته به یادگیری کاملا شخصی سازی شده است. سیستم های هوشمند با تحلیل داده های عملکردی، محتوا، مسیر یادگیری و ارزیابی را به صورت پویا و بر اساس نیازها، سرعت و سبک یادگیری هر فرد تنظیم می کنند که این امر به بهبود چشمگیر نتایج تحصیلی منجر می شود. همچنین، ادغام چندوجهی (ترکیب متن، صدا، تصویر و ویدیو) و ایجاد محیط های آموزشی مجازی و تعاملی، درک مفاهیم انتزاعی را تسهیل و تجربه یادگیری را غنی تر می سازد. از سوی دیگر، هوش مصنوعی با خودکارسازی وظایف اداری تکراری (مانند طراحی آزمون و تصحیح اولیه) و ارائه بازخورد فوری، بار کاری معلمان را کاهش داده و فرصت را برای تمرکز بر تعاملات عمیق تر انسانی و جنبه های پیچیده تر تربیتی فراهم می آورد.با این حال، ادغام هوش مصنوعی در تعلیم و تربیت، خالی از چالش های جدی اخلاقی، اجتماعی و فنی نیست. نگرانی های عمده شامل حریم خصوصی داده های حساس دانش آموزان، وجود سوگیری در الگوریتم ها که می تواند تبعیض و ناعدالتی را تشدید کند، کاهش تعاملات اجتماعی ضروری برای رشد همه جانبه، تهدید یکپارچگی علمی، و شکاف دیجیتال ناشی از نابرابری در دسترسی به فناوری های پیشرفته است. همچنین، محدودیت های ذاتی فناوری مانند تولید اطلاعات نادرست یا خارج از زمینه (توهم) و عدم شفافیت در فرآیند استدلال مدل ها، نیاز به نظارت مستمر و نقادی را پررنگ می سازد.نتیجه گیری کلی مقاله حاکی از آن است که آینده تعلیم و تربیت در گرو همزیستی هوشمندانه انسان و ماشین است. در این چارچوب، هوش مصنوعی به عنوان یک توانمندساز قدرتمند عمل می کند که می تواند با آزادسازی زمان و منابع، نقش انسانی معلم را به عنوان مرکز ثقل فرآیند تربیت، الگوی اخلاقی و تسهیل گر تعاملات اجتماعی تقویت کند، نه اینکه جایگزین آن شود. تحقق این چشم انداز مستلزم تدوین چارچوب های جامع سیاست گذاری و اخلاقی، سرمایه گذاری در توسعه زیرساخت های عادلانه، طراحی و اجرای برنامه های سواد هوش مصنوعی برای معلمان و دانش آموزان، و توسعه روش های ارزیابی نوین همسو با فناوری های نوپدید است. تنها با رویکردی آینده نگر، مسئولیت پذیر و انسان محور می توان از پتانسیل تحول آفرین هوش مصنوعی برای ایجاد نظام آموزشی عادلانه تر، موثرتر، جذاب تر و مرتبط با نیازهای فردی و اجتماعی در قرن بیست ویکم بهره برد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فاطمه قلمی
کارشناسی ارشد فقه و مبانی حقوق