نقش معلم در ایجاد محیط یادگیری شاد و پویا
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 12
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_10594
تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404
چکیده مقاله:
محیط یادگیری شاد و پویا به عنوان بستری اساسی برای تحقق حداکثری پتانسیل های شناختی، عاطفی و اجتماعی دانش آموزان تلقی می شود. این محیط فراتر از صرف انتقال دانش، فضایی است که در آن کنجکاوی تقویت، خلاقیت شکوفا و احساس تعلق محکم می شود. در کانون این فرآیند تحول آفرین، جایگاه محوری و تعیین کننده معلم قرار دارد. معلم نه تنها مجری برنامه درسی، بلکه معمار اصلی تجربه یادگیری و طراح فعال جو روانی-اجتماعی کلاس است. این پژوهش با هدف بررسی عمیق و تحلیل علمی نقش چندوجهی معلم در پایه ریزی و حفظ چنین محیطی سامان یافته است. فرض اساسی این است که سبک های تدریس، مهارت های ارتباطی، شایستگی های عاطفی و رویکردهای مدیریتی معلم مستقیما بر سطح شادکامی، انگیزه درونی و پویایی فراگیران تاثیر می گذارد.ساختار محیط یادگیری شاد مبتنی بر سه رکن اصلی است: ایمنی روانی، تعامل فعال و هدفمندی مشترک. معلم به عنوان مدیر این اکوسیستم آموزشی، مسئولیت ایجاد ایمنی روانی را بر عهده دارد؛ جایی که دانش آموزان بدون ترس از قضاوت یا شکست، جرات ریسک پذیری و پرسشگری را پیدا می کنند. این امر نیازمند همدلی بالا، پذیرش تفاوت ها و ایجاد فرهنگی مبتنی بر احترام متقابل است. پویایی محیط نیز از طریق طراحی فعالیت های یادگیری مشارکتی، حل مسئله گروهی و استفاده از رویکردهای فعال مانند یادگیری مبتنی بر پروژه (PBL) محقق می شود، که معلم نقش تسهیل گر و راهنما را ایفا می کند، نه صرفا منتقل کننده اطلاعات.بررسی ادبیات نشان می دهد که معلمانی که دارای هوش هیجانی بالایی هستند، توانایی بیشتری در مدیریت تعارضات، تعدیل هیجانات منفی و ترویج نگرش مثبت نسبت به یادگیری دارند. این معلمان با استفاده از تقویت مثبت، بازخورد سازنده و ایجاد ارتباط مثبت با دانش آموزان، پایه های انگیزه درونی را مستحکم می سازند. شور و اشتیاق معلم نسبت به موضوع درسی نیز مسری بوده و مستقیما به افزایش سطح درگیری (Engagement) دانش آموزان منجر می شود. محیط یادگیری پویا مستلزم انعطاف پذیری در رویکردهای آموزشی است؛ معلم باید توانایی تشخیص نیازهای فردی و تنظیم محتوا و روش ها را برای پاسخگویی به طیف وسیعی از سبک های یادگیری داشته باشد. این رویکرد شخصی سازی شده، احساس ارزشمندی در دانش آموز را تقویت کرده و مشارکت او را عمیق تر می سازد.چالش های پیش روی معلمان در تحقق این امر متعدد است؛ از جمله حجم بالای کلاس ها، کمبود منابع کافی، فشار ناشی از ارزیابی های سنتی و نیاز به توسعه حرفه ای مستمر در زمینه های روانشناسی تربیتی و فن آوری های نوین آموزشی. برای غلبه بر این موانع، نیاز به سرمایه گذاری بر آموزش های ضمن خدمت هدفمند، اعطای استقلال حرفه ای به معلمان و بازنگری در سیستم های ارزیابی است که تمرکز را از نمره محوری به فرآیند یادگیری و رشد مهارت های نرم تغییر دهد. در نهایت، نقش معلم در ایجاد محیط یادگیری شاد و پویا، نقش محوری در تربیت شهروندانی خلاق، تاب آور و علاقه مند به یادگیری مادام العمر است و تحلیل این نقش، راهگشای بهبود کیفیت بنیادین آموزش و پرورش خواهد بود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان