تاثیر آزمون محوری بر عملکرد دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 23
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_10590
تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404
چکیده مقاله:
آزمون محوری به وضعیتی اطلاق می شود که در آن، فرآیند آموزش و یادگیری به طور افراطی تحت سلطه نتایج و نمرات حاصل از آزمون های رسمی و استاندارد قرار می گیرد. این رویکرد، که ریشه در ساختارهای نظام های آموزشی متمرکز و سنتی دارد، تمرکز اصلی را از پرورش همه جانبه دانش آموز به سمت دستیابی به نمرات مطلوب در آزمون ها معطوف می سازد. هدف از این پژوهش، تحلیل جامع تاثیرات آزمون محوری بر ابعاد مختلف عملکرد تحصیلی دانش آموزان، از جمله یادگیری عمیق، خلاقیت، سلامت روان و انگیزش درونی است.این مطالعه با رویکردی توصیفی-تحلیلی و با استناد به مرور ادبیات گسترده در حوزه ارزشیابی آموزشی و روان شناسی تربیتی انجام شده است. تحلیل ها نشان می دهد که تمرکز بیش از حد بر آزمون ها، که معمولا قابلیت اندازه گیری صرفا دانش سطحی و بازتولیدی را دارند، باعث سوق دهی معلمان به سمت آموزش "آموزش برای آزمون" (Teaching to the Test) می شود. این امر موجب می شود که محتوای درسی به جای تعمیق فهم و کاربرد، به سمت حفظ کردن اطلاعات برای کسب نمره هدایت گردد.یکی از مهم ترین پیامدهای آزمون محوری، کاهش شدید یادگیری عمیق است. دانش آموزان به جای درک مفاهیم، بر استراتژی های تست زنی و نکات پرتکرار تمرکز می کنند. این رویکرد همچنین تاثیر مخربی بر انگیزش درونی دارد؛ زیرا پاداش اصلی (نمره یا موفقیت در آزمون) از درون فرآیند یادگیری به خارج آن منتقل می شود و یادگیری را از یک فعالیت لذت بخش به یک اجبار طاقت فرسا تبدیل می کند.سلامت روان دانش آموزان نیز به شدت تحت فشار قرار می گیرد. اضطراب امتحان به یک اپیدمی در میان دانش آموزان تبدیل شده است که ناشی از اهمیت بیش از حد نمرات در تصمیم گیری های سرنوشت ساز آموزشی و اجتماعی است. این اضطراب نه تنها عملکرد واقعی دانش آموز را در لحظه آزمون کاهش می دهد، بلکه می تواند منجر به فرسودگی شغلی (به عنوان دانش آموز) و نگرش منفی دائمی نسبت به یادگیری شود.از سوی دیگر، آزمون محوری به دلیل ماهیت محدود خود در سنجش، قابلیت سنجش مهارت هایی نظیر تفکر انتقادی، حل مسئله پیچیده، خلاقیت و کار تیمی را ندارد. در نتیجه، سیستم آموزشی که صرفا بر نتایج آزمون تاکید دارد، به طور ناخواسته این مهارت های حیاتی قرن بیست و یکم را نادیده می گیرد و دانش آموزانی را تربیت می کند که در دنیای واقعی با چالش های غیرقابل پیش بینی مواجه خواهند شد.پیامدهای بلندمدت این رویکرد شامل کاهش کیفیت کلی آموزش، ایجاد شکاف های یادگیری میان دانش آموزانی که به این نوع ارزشیابی عادت دارند و سایرین، و تضعیف نقش خلاقانه معلم است. این پژوهش بر ضرورت بازنگری اساسی در نظام ارزشیابی آموزشی، حرکت به سمت رویکردهای جامع تر مانند ارزشیابی تکوینی مستمر، سنجش عملکردمحور (Performance-based Assessment) و تاکید بر شواهد یادگیری چندگانه تاکید دارد تا از آسیب های ناشی از تمرکز صرف بر نمره جلوگیری شود و رشد همه جانبه دانش آموزان تسهیل گردد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فواد بحرانی پور
فرهنگی
مریم آلبوغبیش
فرهنگی