آسیب شناسی نظام آموزش و پرورش در پاسخ گویی به نیازهای آموزشی و تربیتی دانش آموزان عصر جدید
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 32
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_10588
تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404
چکیده مقاله:
عصر جدید، که اغلب با عناوینی چون عصر اطلاعات، عصر دیجیتال، یا عصر جهانی شدن شناخته می شود، با تغییرات بنیادین و شتابان در ابعاد اجتماعی، فرهنگی، فناورانه و اقتصادی همراه بوده است. این تحولات، ساختارهای سنتی جوامع را به چالش کشیده و در نتیجه، نیازها و انتظارات از نهادهای اصلی اجتماعی، به ویژه نظام آموزش و پرورش، را به شدت دگرگون ساخته است. در این بستر، نظام آموزش و پرورش ایران، مانند بسیاری از نظام های آموزشی دیگر، با معمایی بزرگ روبرو است: چگونه می تواند نسلی را برای آینده ای که هنوز به طور کامل قابل پیش بینی نیست، آماده سازد؟ این پژوهش با هدف آسیب شناسی نظام آموزش و پرورش موجود و شناسایی شکاف های عمیق میان عملکرد فعلی و نیازهای آموزشی و تربیتی دانش آموزان عصر جدید تدوین شده است.وضعیت کنونی نظام آموزشی ما اغلب با ساختارهای نیمه سنتی و رویکردهای محتوامحور تعریف می شود که عمدتا بر انتقال دانش انباشته شده در گذشته متمرکز هستند. این رویکرد، در تقابل آشکار با ماهیت عصر جدید قرار دارد که نیازمند مهارت های تفکر انتقادی، خلاقیت، حل مسئله، هوش هیجانی، و توانایی یادگیری مستمر است. دانش آموزان عصر جدید، که از بدو تولد در معرض جریان دائمی اطلاعات و فناوری های نوین قرار دارند، انتظارات متفاوتی از فرآیند یادگیری دارند؛ آن ها نیازمند محیط هایی هستند که در آن ها، نقش معلم از انتقال دهنده صرف به تسهیل گر، مربی و راهنما تغییر یابد.تحلیل آسیب شناختی نشان می دهد که نظام آموزشی ما در چند حوزه کلیدی با چالش مواجه است: اول، برنامه های درسی که غالبا فاقد انعطاف پذیری لازم برای انطباق با نیازهای محلی و جهانی هستند و عمدتا بر محفوظات تاکید دارند تا کاربرد و عمق یادگیری. دوم، روش های تدریس سنتی که یادگیری منفعل را ترویج می دهند و فرصت های کمی برای مشارکت فعال، اکتشاف و یادگیری مبتنی بر پروژه فراهم می آورند. سوم، نادیده گرفتن ابعاد تربیتی جامع؛ نظام فعلی بیشتر بر آموزش های شناختی متمرکز بوده و در تربیت مهارت های نرم، شهروندی مسئول، سواد رسانه ای و تاب آوری روانی کم توان عمل کرده است. چهارم، ضعف زیرساخت های فناورانه و فقدان یکپارچگی موثر فناوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا) در فرآیند یاددهی-یادگیری، که منجر به ایجاد شکاف دیجیتالی در میان دانش آموزان شده است.این شکاف میان عرضه آموزشی و تقاضای تربیتی منجر به پیامدهای نگران کننده ای شده است: کاهش شدید انگیزه درونی دانش آموزان، افزایش اضطراب تحصیلی ناشی از تمرکز بر آزمون های سراسری، و تربیت نسلی که ممکن است از نظر دانش تئوری نسبتا غنی باشد اما در مواجهه با پیچیدگی های دنیای واقعی فاقد توانایی های لازم باشد.روش کلی این پژوهش، تحلیلی-توصیفی است که بر مبنای مرور اسناد بالادستی، ادبیات پژوهشی مرتبط با تحول آموزش و بررسی دقیق ساختارها و فرآیندهای جاری در نظام آموزشی کشور بنا شده است. هدف، شناسایی دقیق ریشه های آسیب ها و ارائه تصویری واقع بینانه از وضعیت موجود است.نتایج مورد انتظار این تحلیل نشان می دهد که بقای نظام آموزش و پرورش در گرو یک تحول پارادایمی است، نه صرفا اصلاحات جزئی. این تحول باید از رویکرد "آموزش برای همه" به رویکرد "آموزش با کیفیت و مرتبط با زندگی" تغییر یابد و بر پرورش انسان هایی با قابلیت سازگاری بالا، تفکر خلاق و توانایی یادگیری مادام العمر تمرکز کند. این پژوهش بر ضرورت بازنگری بنیادین در اهداف، محتوا، روش ها و زیرساخت های آموزش و پرورش برای تضمین شکوفایی نسل جدید در مواجهه با چالش های عصر نوین تاکید می ورزد.
کلیدواژه ها:
آسیب شناسی آموزشی ، نظام آموزش و پرورش ، نیازهای تربیتی ، عصر جدید ، دانش آموزان ، تحول آموزشی ، مهارت محوری
نویسندگان