استفاده از ابزارهای آموزشی در کلاس درس

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 15

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_10470

تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404

چکیده مقاله:

در سپیده دم تحولات پارادایمی آموزش، انبوهی از ابزارهای آموزشی—از ساده ترین وسایل دست ساز تا پیچیده ترین فناوری های دیجیتال—در آستانه کلاس های درس جهان قرار گرفته اند. این مقاله، با بهره گیری از گزاره های تحلیلی طولانی، در پی کشف این واقعیت است که صرف حضور فیزیکی این ابزارها، ضامن تحول کیفی در یادگیری نیست؛ بلکه چگونگی انتخاب، ادغام و به کارگیری آن ها در بافت پداگوژیک کلاس درس است که می تواند آنان را از اشیای تزئینی یا منابع حواس پرتی به شریکان قدرتمند شناختی و تسهیل گران یادگیری عمیق تبدیل کند. استدلال محوری این نوشتار آن است که کاربست معنادار ابزارهای آموزشی، مستلزم گذار از نگاه ابزار-محور (تمرکز بر خود فناوری) به نگاه یادگیرنده-محور و هدف-محور است، به گونه ای که هر وسیله ای در خدمت پاسخگویی به یک نیاز شناختی خاص یا غلبه بر یک مانع یادگیری قرار گیرد. این فرآیند، نیازمند درکی ژرف از سلسله مراتب بازنمایی (انکرت تا انتزاعی)، نظریه بار شناختی و سبک های مختلف یادگیری است. یافته ها حاکی از آن است که ابزارهای آموزشی موثر—اعم از ملموس (مانند بلوک های الگو، مدل های تشریح) یا دیجیتال (مانند شبیه سازهای تعاملی، نرم افزارهای مفهومی)—می توانند با تجسم مفاهیم انتزاعی، فراهم آوردن امکان دستکاری و کاوش فعال، ارائه بازخورد فوری و شخصی سازی مسیر یادگیری، به درک عمیق تر، افزایش انگیزه درونی و تقویت مهارت های حل مسئله منجر شوند. با این حال، این مسیر با چالش های متعددی روبروست: شکاف دیجیتالی در دسترسی و مهارت، تهدید اولویت شکل بر محتوا (وسوسه جلوه های بصری بی هدف)، بار اضافی بر معلمان، مقاومت در برابر تغییر روش های سنتی و کمبود زمان برای طراحی یکپارچه. این مقاله، پس از تشریح این موانع، راهکارهایی را ارائه می دهد که بر اساس چارچوب SAMR (جایگزینی، تقویت، تغییر، بازتعریف) و طراحی آموزشی مبتنی بر شواهد بنا شده اند و بر آموزش معلمان، تدوین راهبردهای روشن و ارزیابی مستمر تاثیر ابزارها تاکید دارند. نتیجه نهایی، خلق محیط های یادگیری غنی شده ای است که در آن ابزارها نه به عنوان هدف، بلکه به عنوان پلی میان ذهن کنجکاو یادگیرنده و جهان پیچیده دانش عمل می کنند.

نویسندگان

کبری پور بابایی

کارشناسی رشته تربیت مربی پیش دبستانی