تاثیر خواب، تغذیه و فعالیت بدنی بر عملکرد حافظه و توجه دانش آموزان: نقش مدرسه در ترویج سبک زندگی سالم.
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 19
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_10198
تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404
چکیده مقاله:
در کانون کوشش های پیچیده برای ارتقای کیفیت آموزشی، یک حقیقت ساده اما اغلب مغفول جای دارد: مغز دانش آموز—این بستر فیزیکی تمام فرآیندهای یادگیری—خود یک اندام زیست شناختی است که سلامت و کارکرد مطلوب آن در گرو تامین نیازهای اساسی فیزیولوژیک است. این مقاله، با بهره گیری از گزاره های تحلیلی طولانی، در پی کالبدشکافی رابطه علی و چندجهته میان سه ستون خواب، تغذیه و فعالیت بدنی با عملکردهای شناختی کلیدی دانش آموزان، به ویژه حافظه و توجه است. استدلال محوری آن است که ضعف در هر یک از این ارکان، نه تنها سلامت جسمانی، بلکه به طور مستقیم و قدرتمندی، زیرساخت عصبی-شیمیایی لازم برای رمزگذاری اطلاعات جدید، تثبیت خاطرات، فیلتر کردن محرک های نامربوط و حفظ تمرکز پایدار را تضعیف می کند. از این منظر، مدرسه که ساعات بیداری و بخش عمده ای از الگوهای رفتاری دانش آموز را شکل می دهد، نمی تواند نسبت به این بنیان های زیستی بی تفاوت باشد. در حقیقت، مدرسه صرفا مصرف کننده محصول نهایی یک مغز آماده نیست، بلکه باید به عنوان شریک فعال در ساخت و نگهداری بهینه این ارگان پیچیده عمل کند. یافته های علوم اعصاب و اپیدمیولوژی نشان می دهد که کم خوابی مزمن، مصرف بالای قندهای تصفیه شده و چربی های ناسالم، و سبک زندگی کم تحرک، با کاهش حجم هیپوکامپ (مرکز حافظه)، اختلال در ترشح نوروترنسمیترها (مانند دوپامین و استیل کولین) و افزایش التهاب عصبی مرتبط هستند. در مقابل، خواب کافی با کیفیت، تغذیه متعادل سرشار از ریزمغذی ها و فعالیت بدنی منظم، موجب نوروژنز (تولید سلول های عصبی جدید)، تقویت سیناپس ها، افزایش جریان خون مغزی و کاهش استرس اکسیداتیو می گردد. با این حال، رویارویی با این دانش در میدان عمل مدرسه، با چالش های عمیقی چون فرهنگ غذایی ناسالم، فشار درسی فشرده به قیمت قربانی کردن خواب و زنگ ورزش، کمبود آگاهی و هماهنگی بین خانه و مدرسه، و محدودیت های بودجه و فضای فیزیکی روبروست. این مقاله، پس از تشریح این موانع، راهکارهایی را ارائه می دهد که فراتر از توصیه های فردی، بر بازطراحی سیاست ها، فضاها و برنامه های مدرسه متمرکز است: از تاخیر در شروع ساعت مدرسه و آموزش تغذیه عملی تا ایجاد محیط های فعال و ادغام حرکت در تدریس. نتیجه نهایی، گذار از نگاه تک بعدی آموزشی به دیدگاه کل نگر زیست بومی است که در آن، مدرسه نه تنها ذهن که جسم دانش آموز را نیز برای یادگیری عمیق و پایدار آماده می سازد.
کلیدواژه ها:
خواب و شناخت ، تغذیه و حافظه ، فعالیت بدنی و توجه ، علوم اعصاب تربیتی ، سلامت مدرسه ، نوروژنز ، هیپوکامپ ، زیست بوم یادگیری ، عملکرد اجرایی ، سیاست مدرسه سالم
نویسندگان
مختار ایزدخواه
فوق لیسانس برنامه ریزی درسی