رابطه ای که می سازد: نقش تعامل معلم–دانش آموز در باور به توانستن

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 12

فایل این مقاله در 35 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_10190

تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404

چکیده مقاله:

باور به توانستن یا خودکارآمدی تحصیلی، به عنوان باور فرد به قابلیت های خود برای سازماندهی و اجرای اقدامات لازم برای دستیابی به سطوح تعیین شده عملکرد، یکی از قوی ترین پیش بین کننده های انگیزش، پشتکار، تاب آوری و موفقیت تحصیلی دانش آموزان محسوب می شود. خاستگاه شکل گیری و تقویت این باور حیاتی، نه تنها در تجارب پیشین فرد، بلکه به طور عمیقی در بستر اجتماعی و به ویژه در کیفیت تعاملات روزمره در کلاس درس ریشه دارد. در کانون این بستر، رابطه معلم–دانش آموز قرار دارد. این مقاله با هدف تحلیل نقش محوری و سازنده تعامل معلم–دانش آموز در شکل دهی، تقویت یا تضعیف باور به توانستن در دانش آموزان نگاشته شده است. بر اساس چارچوب نظریه یادگیری اجتماعی-شناختی بندورا و نظریه دلبستگی، استدلال می شود که معلمان از طریق تعاملات کلامی و غیرکلامی خود، به منزله منابع اصلی الگوسازی، بازخورد و حمایت عاطفی-شناختی عمل می کنند. در این مرور، مولفه های کلیدی تعامل مثبت و توانمندساز—شامل حمایت عاطفی (احترام، مراقبت، ایجاد جو امن)، حمایت آموزشی (ارائه چالش های به جا، کمک های راهبردی، باور داشتن به ظرفیت پیشرفت)، و کیفیت ارتباطی (گوش دادن فعال، گفتگوی باز، احترام متقابل)—مورد بررسی قرار گرفته و سازوکارهای تاثیر آن ها بر خودکارآمدی دانش آموز تبیین می گردد. از سوی دیگر، تاثیر مخرب تعاملات منفی، انتقادگرایانه، یا بی تفاوت معلم بر تردید دانش آموز نسبت به توانایی های خود نیز تحلیل می شود. یافته ها حاکی از آن است که رابطه معلم–دانش آموز مبتنی بر اعتماد و احترام، نه تنها به صورت مستقیم از طریق انتقال باور مثبت معلم به دانش آموز («من به تو باور دارم»)، بلکه به صورت غیرمستقیم و از طریق تسهیل چهار منبع اصلی خودکارآمدی عمل می کند: ۱) فراهم آوری تجارب تسلط موفقیت آمیز و معنادار، ۲) فرصت سازی برای الگوبرداری از موفقیت همسالان، ۳) ارائه ترغیب و بازخورد سازنده و امیدبخش، و ۴) کمک به مدیریت بهینه برانگیختگی فیزیولوژیک و عاطفی در مواجهه با چالش ها. این مقاله در نهایت بر این نکته تاکید می ورزد که تعامل مثبت معلم–دانش آموز، یک سرمایه گذاری آموزشی اساسی است که بنیان انگیزشی لازم برای یادگیری عمیق و مادام العمر را می سازد و بر ضرورت گنجاندن پرورش مهارت های ارتباطی و رابطه سازی در برنامه های تربیت و توسعه حرفه ای معلمان تاکید می نماید.

نویسندگان

فرنگیس متظهری

فرهنگی آموزش و پرورش

زهره فیض بشی پور

فرهنگی آموزش و پرورش