نقش رابطه حمایتی و عاطفی معلم در حفظ تداوم تحصیل دانش آموزان در معرض خطر

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 14

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_10000

تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404

چکیده مقاله:

در نظام های آموزشی جوامع مختلف، پدیده ترک تحصیل یا ناپیوستگی از فرآیند یادگیری رسمی، به ویژه در میان دانش آموزان در معرض خطر که با عوامل چندگانه اقتصادی، اجتماعی، خانوادگی یا تحصیلی تهدید می شوند، یک چالش جدی و نگران کننده محسوب می گردد. این دانش آموزان که ممکن است به دلایلی مانند فقر، مشکلات خانوادگی، ناتوانی های یادگیری تشخیص نشده، یا تجربه شکست های مکرر تحصیلی، در آستانه قطع ارتباط با محیط آموزشی قرار داشته باشند، بیش از دیگران به عاملی پایدار و تسلی بخش نیازمندند تا بتوانند در مسیر دشوار تحصیل باقی بمانند. در این شرایط، مدرسه و به طور خاص معلم، می توانند نقشی تعیین کننده ایفا کنند. نقش معلم فراتر از انتقال دانش است؛ او می تواند منبعی از حمایت عاطفی، باوری استوار و رابطه انسانی پایدار باشد. رابطه حمایتی و عاطفی معلم، به معنای ایجاد پیوندی اصیل، غیررقابتی و فاقد قضاوت است که در آن دانش آموز احساس امنیت، دیده شدن و باورشدن می کند. این رابطه، شاید تنها تثبیت کننده مثبت در زندگی آشفته برخی از این دانش آموزان باشد. مسئله اصلی این است که چگونه این رابطه می تواند به عنوان یک عامل نگهدارنده حیاتی عمل کرده و تداوم تحصیل را در این گروه آسیب پذیر تضمین کند؟ دانش آموز در معرض خطر، اغلب باور خود را نسبت به توانایی هایش از دست داده و مدرسه را محیطی بیگانه، تهدیدآمیز یا بی ربط به زندگی خود می پندارد. در چنین وضعیتی، یک معلم حمایت گر که با صبر و درک به سخنانش گوش می سپارد، پیشرفت های کوچک او را تشخیص می دهد و با انتظارات واقع بینانه و همراه با کمک، به او فرصت جبران و تجربه موفقیت می دهد، می تواند این چرخه منفی را بشکند. این رابطه، حس تعلق به مدرسه را ایجاد یا تقویت می کند. دانش آموز احساس می کند به جایی تعلق دارد که فردی به عنوان معلم، او را به عنوان یک انسان می شناسد و برایش اهمیت قائل است. این احساس تعلق، دلیلی قوی برای حضور روزانه در مدرسه می شود، حتی زمانی که انگیزه تحصیلی محض ضعیف شده است. از سوی دیگر، معلم از طریق این رابطه اعتمادساز، می تواند به شناسایی به موقع مشکلات، ارتباط با خانواده و هدایت دانش آموز به سمت خدمات حمایتی (مانند مشاوره) اقدام کند. بنابراین، رابطه عاطفی مثبت، تنها یک افزوده دلپذیر به محیط یادگیری نیست، بلکه یک ضرورت آموزشی برای جمعیت های آسیب پذیر است. این رابطه پلی می سازد بر روی شکاف عمیق بین دانش آموز و نظام آموزشی، و او را از حاشیه به مرکز توجه می آورد. سرمایه گذاری بر تربیت معلمان برای ایجاد چنین روابطی و فراهم آوردن فضایی در مدارس که امکان شکل گیری و تداوم این پیوندهای انسانی را فراهم آورد، یکی از موثرترین راهبردها برای حفظ تداوم تحصیل و مبارزه با ترک تحصیل زودهنگام است.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

فاطمه محمدولی زاده علمداری

کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی

لیلی راستگوی کشکی

کارشناسی ریاضی محض

خدیجه شاکری

کارشناسی ریاضی کاربردی

رقیه اسماعیلی

کارشناسی جغرافیای طبیعی