نقش ارزشیابی توصیفی در تقویت خلاقیت تحصیلی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 15

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_9868

تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر به بررسی نقش بنیادین ارزشیابی توصیفی در فرآیند تقویت خلاقیت تحصیلی در نظام های آموزشی نوین می پردازد. در طول دهه های اخیر، تحول پارادایمی گسترده ای در حوزه سنجش و ارزشیابی آموزشی رخ داده است که از تمرکز صرف بر اندازه گیری دانش و مهارت های عینی به سمت ارزیابی جامع تر فرآیندهای یادگیری و مولفه های شناختی سطح بالاتر، نظیر خلاقیت، سوق یافته است. ارزشیابی توصیفی (Descriptive Evaluation)، به عنوان رویکردی جایگزین برای ارزشیابی سنتی نمره محور، بر فراهم آوردن بازخوردهای کیفی، زمینه مند و سازنده تاکید دارد که مستقیما فرآیند یادگیری و رشد فردی دانش آموز را هدف قرار می دهد. هدف اصلی این مقاله تبیین این سازوکار است که چگونه تغییر تمرکز از "چند دانش آموز کسب کرده اند" به "دانش آموز چگونه و در چه زمینه هایی در حال پیشرفت است" می تواند محیطی حمایتی برای شکوفایی خلاقیت تحصیلی فراهم آورد.خلاقیت تحصیلی، به عنوان توانایی دانش آموز برای تولید ایده ها، راه حل ها یا محصولات بدیع و ارزشمند در چارچوب فعالیت های آموزشی تعریف می شود، عاملی کلیدی در موفقیت های آتی فردی و اجتماعی محسوب می گردد. نظام های ارزشیابی سنتی که عمدتا بر مقایسه هنجاری و ارزیابی نهایی متمرکز هستند، اغلب فضایی استرس زا ایجاد می کنند که در آن، ترس از شکست و قضاوت، ریسک پذیری شناختی و اکتشاف آزادانه را که لازمه بروز خلاقیت است، سرکوب می نماید. در مقابل، ارزشیابی توصیفی با ارائه مستندات دقیق از نقاط قوت، ضعف ها و مسیر پیشرفت دانش آموز، اضطراب عملکردی را کاهش داده و زمینه را برای آزمون و خطا و تعمیق یادگیری فراهم می سازد. این بازخورد کیفی، به جای تعیین یک نمره ثابت، مسیرهای مشخصی را برای بهبود پیشنهاد می دهد که مستقیما با نیازهای شناختی دانش آموز برای توسعه تفکر واگرا و نوآورانه هماهنگ است.روش تحلیل مورد استفاده در این پژوهش، رویکردی ترکیبی مبتنی بر تحلیل اسنادی و مرور نظام مند ادبیات پژوهشی است که عمدتا بر مبانی نظری روانشناسی شناختی، نظریه های یادگیری سازنده (Constructivism) و پژوهش های کاربردی در زمینه سنجش و ارزشیابی آموزشی متمرکز است. ادبیات نشان می دهد که ارزشیابی سازنده، که ارزشیابی توصیفی یکی از اشکال بارز آن است، تاثیر مثبتی بر خودتنظیمی یادگیری، درونی سازی انگیزش و در نهایت، افزایش ظرفیت خلاقانه دانش آموز دارد. هنگامی که دانش آموز به جای دغدغه کسب نمره بالا، بر درک عمیق مفاهیم و اعمال دانش به شیوه های جدید متمرکز می شود، فضای ذهنی لازم برای ترکیب عناصر آشنا به شیوه های نوین فراهم می آید.اهمیت این پژوهش در تاکید بر نیاز به بازنگری ساختارهای سنجشی است که به طور ناخواسته مانع توسعه ظرفیت های بالقوه دانش آموزان می شوند. تداوم سلطه ارزشیابی های کمی، حتی در حضور برنامه های درسی تاکیدکننده بر مهارت های قرن بیست و یکم، یک دوگانگی پارادوکسیکال در نظام آموزشی ایجاد کرده است. ارزشیابی توصیفی با تمرکز بر فرآیند، مستندسازی پیشرفت ها از طریق پوشه های کار (Portfolio)، مشاهده مشارکتی و خودارزیابی، تصویری پویاتر از توانمندی های دانش آموز ارائه می دهد که شامل ابعاد کیفی و خلاقانه عملکرد نیز می شود.جمع بندی نهایی پژوهش نشان می دهد که پیاده سازی موثر ارزشیابی توصیفی، نیازمند تغییرات ساختاری عمیق در آموزش معلمان، توسعه ابزارهای سنجش کیفی معتبر و ایجاد فرهنگی سازمانی است که در آن، خطا به عنوان بخشی ضروری از فرآیند خلاقیت تلقی شود. تنها در بستر چنین محیطی است که دانش آموز جرات پیدا می کند تا فراتر از پاسخ های از پیش تعیین شده حرکت کرده و نوآوری های فکری خود را در حوزه تحصیل به نمایش بگذارد. این مقاله به تفصیل به مکانیسم هایی می پردازد که از طریق آن ها بازخورد کیفی و تفصیلی، جایگزین قضاوت نهایی شده و پرورش مستمر خلاقیت را به عنوان یک هدف اصلی آموزشی تسهیل می نماید.

نویسندگان

زهرا پودینه

آموزگار

شهربانو تاروانی

آموزگارمدیر

موسی برزگر

معاون آموزشی