نقش بازی های آموزشی در رشد خلاقیت دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 12
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_9861
تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404
چکیده مقاله:
این پژوهش با هدف بررسی نقش بازی های آموزشی در ارتقاء و توسعه خلاقیت دانش آموزان در نظام آموزشی کشور انجام شده است. خلاقیت به عنوان یکی از مهارت های بنیادین قرن بیست و یکم، نقشی محوری در حل مسائل پیچیده، نوآوری و سازگاری با تغییرات سریع محیطی ایفا می کند. در دنیای امروز که دانش صرف دیگر کفایت نمی کند، توانایی تفکر خلاقانه و تولید ایده های اصیل به یک مزیت رقابتی حیاتی تبدیل شده است. مدارس به عنوان کانون های اصلی پرورش نسل آینده، نیازمند بازنگری در روش های تدریس سنتی و جایگزینی آن ها با رویکردهای فعال محور و انگیزشی هستند که بازی های آموزشی یکی از موثرترین این رویکردها محسوب می شود.روش شناسی این تحقیق، ترکیبی از مطالعات کتابخانه ای و مرور نظام مند ادبیات مرتبط با روانشناسی تربیتی، نظریه های یادگیری و مطالعات موردی اثربخشی بازی های ساختارمند بر فرآیندهای شناختی و عاطفی دانش آموزان بوده است. تحلیل ها نشان می دهد که بازی، صرف نظر از شکل آن (بازی های رومیزی، بازی های رایانه ای آموزشی، بازی های نقش آفرینی یا بازی های ساختنی)، محیطی امن و محرک برای اکتشاف، آزمایش فرضیه ها و شکست های سازنده فراهم می آورد که همگی از ارکان اصلی خلاقیت هستند. بازی ها به دانش آموزان اجازه می دهند تا بدون ترس از قضاوت، مرزهای ممکن را جابجا کرده و راه حل های بدیل (Divergent Thinking) را بررسی کنند.نتایج این پژوهش تایید می کند که استفاده هدفمند از بازی های آموزشی، ارتباط مثبتی با ابعاد مختلف خلاقیت دارد؛ از جمله سیالیت (Fluency)، انعطاف پذیری (Flexibility)، بسط (Elaboration) و اصالت (Originality). به عنوان مثال، بازی هایی که نیازمند سناریوسازی و ایفای نقش هستند، به طور مستقیم انعطاف پذیری شناختی را تقویت می کنند؛ زیرا دانش آموز مجبور است از زوایای دید متعدد به یک مسئله بنگرد. همچنین، بازی های ساختنی و پازل های پیچیده، توانایی بسط و توسعه یک ایده اولیه را افزایش می دهند. تفاوت معناداری میان گروه هایی که از آموزش مبتنی بر بازی بهره برده اند و گروه های کنترل در آزمون های استاندارد خلاقیت مشاهده شده است که این تفاوت به نفع گروه اول بوده است (Torrance, ۱۹۷۴; Amabile, ۱۹۹۶).با این حال، پیاده سازی موفقیت آمیز این رویکرد با چالش هایی نیز همراه است. موانعی نظیر کمبود منابع مالی و فیزیکی برای تهیه بازی های مناسب، فقدان آموزش تخصصی کافی برای معلمان جهت ادغام بازی در برنامه درسی، و مقاومت فرهنگی در برابر روش های تدریس غیرسنتی، اجرای این برنامه ها را دشوار می سازد. همچنین، تعریف و اندازه گیری دقیق "خلاقیت" در بستر بازی ها نیازمند ابزارهای ارزشیابی نوآورانه و معتبر است که هنوز به طور کامل توسعه نیافته اند.در نهایت، این پژوهش به سیاست گذاران آموزشی و برنامه ریزان درسی پیشنهاد می کند که چارچوبی منسجم برای ادغام بازی های آموزشی در تمام سطوح تحصیلی تدوین کنند. این چارچوب باید شامل توسعه مستمر بازی های منطبق با اهداف آموزشی ملی، فراهم سازی زیرساخت های لازم، و مهم تر از همه، تغییر نگرش عمومی نسبت به بازی به عنوان یک ابزار جدی یادگیری باشد. بازی دیگر نباید صرفا به عنوان یک فعالیت تفریحی در حاشیه کلاس دیده شود، بلکه باید به عنوان یک استراتژی اصلی برای پرورش استعدادهای بالقوه دانش آموزان تلقی گردد. این تغییر پارادایم برای تضمین موفقیت دانش آموزان در مواجهه با چالش های آینده ضروری است و بازی های آموزشی به مثابه پلی مستحکم بین یادگیری لذت بخش و توسعه مهارت های شناختی پیچیده عمل می کنند.
کلیدواژه ها:
خلاقیت ، بازی های آموزشی ، یادگیری فعال ، تفکر واگرا ، روانشناسی تربیتی ، توسعه شناختی ، نوآوری ، فرآیند یاددهی-یادگیری ، مهارت های قرن بیست و یکم.
نویسندگان