تربیت دانش آموزان آینده نگر در عصر فناوری های هوشمند

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 13

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_9859

تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404

چکیده مقاله:

عصر حاضر که به واسطه ظهور و گسترش سریع فناوری های هوشمند (مانند هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، کلان داده و اینترنت اشیا) تعریف می شود، پارادایم های سنتی جامعه، اقتصاد و آموزش را دستخوش دگرگونی بنیادین ساخته است. در این منظومه جدید، تربیت دانش آموزان تنها به انتقال دانش انباشته شده محدود نمی شود؛ بلکه نیازمند پرورش نسلی است که بتواند با عدم قطعیت ها، پیچیدگی ها و سرعت تغییرات آینده سازگاری یابد و فعالانه در شکل دهی آن مشارکت کند. این پژوهش با هدف بررسی سازوکارهای تربیت دانش آموزان آینده نگر در بستر نفوذ عمیق فناوری های هوشمند سامان یافته است. آینده نگری به عنوان یک شایستگی محوری در قرن بیست و یکم، مستلزم توانایی تحلیل روندهای آتی، پیش بینی سناریوهای ممکن و توسعه مهارت های لازم برای شکوفایی در محیط های پویا است (Slaughter, ۲۰۲۱).فناوری های هوشمند، ابزارهایی قدرتمند برای تحلیل، شبیه سازی و خودکارسازی هستند که تاثیرات عمیقی بر بازارهای کار و ساختارهای اجتماعی می گذارند. این تحولات، نیاز به بازنگری در تعریف «سواد» و «شایستگی های ضروری» را برجسته می سازند. شایستگی های قرن بیست و یکم، که شامل تفکر انتقادی، حل مسئله پیچیده، خلاقیت، همکاری و سواد دیجیتال پیشرفته است، دیگر صرفا مهارت های مکمل نیستند، بلکه شروط لازم برای بقا و موفقیت در آینده مبتنی بر داده و الگوریتم محسوب می شوند (Partnership for ۲۱st Century Learning, ۲۰۱۹). در این میان، تفکر آینده نگر (Foresight Thinking) به عنوان چارچوبی ذهنی برای کاوش فعالانه در مورد آینده های بالقوه، سازماندهی دانش و اقدام هدفمند در زمان حال عمل می کند.چالش اصلی در نظام های آموزشی فعلی، شکاف عمیق میان محتوای درسی سنتی و الزامات دنیای هوشمند است. این شکاف نه تنها در محتوا، بلکه در روش های یاددهی-یادگیری نیز نمود می یابد؛ جایی که آموزش های معلم محور و مبتنی بر حافظه در برابر مدل های یادگیری شخصی سازی شده، اکتشافی و مبتنی بر پروژه که توسط هوش مصنوعی تسهیل می شوند، ناکارآمد به نظر می رسند (Marr, ۲۰۲۰). مدرسه و معلم در این عصر جدید، باید از نقش انتقال دهنده صرف اطلاعات به تسهیل کننده فرآیندهای اکتشافی و توسعه دهنده ظرفیت های شناختی سطح بالاتر تغییر ماهیت دهند. برنامه های درسی باید به روزرسانی شوند تا مفاهیم بنیادین هوش مصنوعی، اخلاق داده و تفکر سیستمی را در خود جای دهند.یکی از پیامدهای مهم این تحول، ظهور مسائل اخلاقی و اجتماعی پیچیده مرتبط با فناوری است. دانش آموزان آینده نگر باید نه تنها مصرف کننده منفعل فناوری باشند، بلکه باید تحلیلگران انتقادی الگوریتم ها، مدافعان حریم خصوصی و توسعه دهندگان راه حل های منصفانه باشند (UNESCO, ۲۰۲۱). این امر مستلزم ادغام آموزش اخلاق دیجیتال و شهروندی فعال در هسته برنامه درسی است.این پژوهش با تکیه بر رویکردی تحلیلی-انتقادی، به بررسی این موضوع می پردازد که چگونه می توان با بهره گیری استراتژیک از فناوری های هوشمند، بستر مناسبی برای پرورش تفکر آینده نگر در دانش آموزان فراهم آورد. راهکارها بر سه محور اساسی متمرکز خواهند بود: (الف) بازنگری در نقش معلم به عنوان یک «معمار یادگیری آینده نگر»؛ (ب) بازطراحی برنامه های درسی با محوریت پروژه های بین رشته ای مبتنی بر واقعیت؛ و (ج) استفاده از ابزارهای هوشمند (مانند شبیه سازهای سناریو و ابزارهای تحلیل داده های بزرگ) برای تقویت مهارت های پیش بینی و حل مسئله.نتیجه گیری اولیه نشان می دهد که موفقیت در تربیت دانش آموزان آینده نگر مستلزم یک تغییر بنیادین در فلسفه آموزش است؛ یعنی حرکت از تمرکز بر «دانستن» به تمرکز بر «توانستن» و «آینده سازی». بدون این تحول ساختاری، نظام آموزشی در معرض خطر تربیت نسلی قرار خواهد گرفت که از نظر مهارتی با نیازهای دنیای هوشمند هم راستا نیست و در نتیجه، ناتوان از ایفای نقش مولد در آینده خواهد بود. این تحقیق با ارائه پیشنهاداتی کاربردی برای سیاست گذاران آموزشی، مدیران مدارس و معلمان، در جهت تسهیل این گذار حیاتی گام برمی دارد.

کلیدواژه ها:

نویسندگان