بررسی تاثیر فضای فیزیکی و امکانات مدرسه بر اضطراب و افسردگی دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 16
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_9726
تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404
چکیده مقاله:
در قلمروی تعلیم و تربیت، سلامت روان دانش آموزان به عنوان زیربنای تحقق اهداف آموزشی و پرورشی همواره مورد تاکید بوده است. با این حال، شواهد روزافزون حاکی از شیوع نگران کننده نشانه های اضطراب و افسردگی در میان این قشر است که نه تنها فرآیند یادگیری را مختل می سازد، بلکه آسیب های عمیقی بر کیفیت زندگی کنونی و آینده آنان وارد می کند. در تحلیل عوامل موثر بر این چالش، تمرکز غالب پژوهش ها بر جنبه های روانی-اجتماعی مانند روابط و فشارهای تحصیلی بوده و کمتر به نقش محیط فیزیکی یادگیری به عنوان یک عامل تعیین کننده توجه شده است. این در حالی است که دانش آموزان سالانه ساعات متمادی را در فضای مدرسه می گذرانند و کیفیت این فضا به طور مستقیم بر حالات هیجانی و روانی آنان تاثیر می گذارد. مساله اصلی اینجاست که بسیاری از مدارس، به ویژه در مناطق کمتر برخوردار، با چالش های اساسی در زمینه استانداردهای فیزیکی و کمبود امکانات روبه رو هستند. فضای فیزیکی مدرسه ابعاد گوناگونی را در بر می گیرد که از آن جمله می توان به تراکم و ازدحام کلاس ها، کیفیت نورپردازی و تهویه، سر و صدای محیطی، مبلمان نامناسب و غیرارگونومیک، کمبود فضاهای سبز و بازی، نبود حریم خصوصی و همچنین فقدان یا نامناسب بودن امکانات بهداشتی و رفاهی اشاره کرد. هر یک از این عوامل می تواند به عنوان یک استرسور محیطی عمل کرده و بر سطح برانگیختگی هیجانی دانش آموزان تاثیر بگذارد. برای نمونه، نور ناکافی و تهویه نامناسب با احساس خستگی و کسالت مرتبط است، سر و صدای مزمن می تواند تمرکز را مختل و تنش را افزایش دهد و ازدحام بیش از حد می تواند احساس بی قدرتی و ناامنی ایجاد کند. این شرایط در درازمدت می تواند زمینه ساز یا تشدید کننده اختلالات اضطرابی و علائم افسردگی باشد. با وجود این، فقدان یک بررسی نظام مند و توصیفی که به طور خاص به ارتباط بین کیفیت فضای فیزیکی و امکانات مدارس با میزان اضطراب و افسردگی دانش آموزان بپردازد، به وضوح احساس می شود. چنین تحقیقی از آن جهت ضروری است که می تواند از منظر متفاوتی به مسئله سلامت روان در مدارس نگاه کرده و داده های ملموس و عینی برای مدیران و برنامه ریزان فراهم آورد. نتایج این پژوهش می تواند شواهد محکمی برای لزوم سرمایه گذاری و بازنگری در معماری و تجهیزات فیزیکی مدارس ارائه دهد و نشان دهد که بهبود شرایط فیزیکی صرفا یک موضوع رفاهی نیست، بلکه یک اقدام بنیادین در راستای پیشگیری از مشکلات روانی و ایجاد محیطی امن و آرامش بخش برای دانش آموزان به شمار می آید. در نهایت، این مقاله در پی پر کردن این شکاف پژوهشی و ارائه تصویری روشن از تاثیر محیط ساخته شده بر سلامت روانی نسل آینده است.در قلمروی تعلیم و تربیت، سلامت روان دانش آموزان به عنوان زیربنای تحقق اهداف آموزشی و پرورشی همواره مورد تاکید بوده است. با این حال، شواهد روزافزون حاکی از شیوع نگران کننده نشانه های اضطراب و افسردگی در میان این قشر است که نه تنها فرآیند یادگیری را مختل می سازد، بلکه آسیب های عمیقی بر کیفیت زندگی کنونی و آینده آنان وارد می کند. در تحلیل عوامل موثر بر این چالش، تمرکز غالب پژوهش ها بر جنبه های روانی-اجتماعی مانند روابط و فشارهای تحصیلی بوده و کمتر به نقش محیط فیزیکی یادگیری به عنوان یک عامل تعیین کننده توجه شده است. این در حالی است که دانش آموزان سالانه ساعات متمادی را در فضای مدرسه می گذرانند و کیفیت این فضا به طور مستقیم بر حالات هیجانی و روانی آنان تاثیر می گذارد. مساله اصلی اینجاست که بسیاری از مدارس، به ویژه در مناطق کمتر برخوردار، با چالش های اساسی در زمینه استانداردهای فیزیکی و کمبود امکانات روبه رو هستند. فضای فیزیکی مدرسه ابعاد گوناگونی را در بر می گیرد که از آن جمله می توان به تراکم و ازدحام کلاس ها، کیفیت نورپردازی و تهویه، سر و صدای محیطی، مبلمان نامناسب و غیرارگونومیک، کمبود فضاهای سبز و بازی، نبود حریم خصوصی و همچنین فقدان یا نامناسب بودن امکانات بهداشتی و رفاهی اشاره کرد. هر یک از این عوامل می تواند به عنوان یک استرسور محیطی عمل کرده و بر سطح برانگیختگی هیجانی دانش آموزان تاثیر بگذارد. برای نمونه، نور ناکافی و تهویه نامناسب با احساس خستگی و کسالت مرتبط است، سر و صدای مزمن می تواند تمرکز را مختل و تنش را افزایش دهد و ازدحام بیش از حد می تواند احساس بی قدرتی و ناامنی ایجاد کند. این شرایط در درازمدت می تواند زمینه ساز یا تشدید کننده اختلالات اضطرابی و علائم افسردگی باشد. با وجود این، فقدان یک بررسی نظام مند و توصیفی که به طور خاص به ارتباط بین کیفیت فضای فیزیکی و امکانات مدارس با میزان اضطراب و افسردگی دانش آموزان بپردازد، به وضوح احساس می شود. چنین تحقیقی از آن جهت ضروری است که می تواند از منظر متفاوتی به مسئله سلامت روان در مدارس نگاه کرده و داده های ملموس و عینی برای مدیران و برنامه ریزان فراهم آورد. نتایج این پژوهش می تواند شواهد محکمی برای لزوم سرمایه گذاری و بازنگری در معماری و تجهیزات فیزیکی مدارس ارائه دهد و نشان دهد که بهبود شرایط فیزیکی صرفا یک موضوع رفاهی نیست، بلکه یک اقدام بنیادین در راستای پیشگیری از مشکلات روانی و ایجاد محیطی امن و آرامش بخش برای دانش آموزان به شمار می آید. در نهایت، این مقاله در پی پر کردن این شکاف پژوهشی و ارائه تصویری روشن از تاثیر محیط ساخته شده بر سلامت روانی نسل آینده است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
رقیه نوری زاده
کارشناسی تربیت مربی پیش ازدبستان
عاطفه پیروان هیق
کارشناسی آموزش ابتدایی
کبری برادری سرخه
کاردانی زبان و ادبیات فارسی
عارفه صفرزاده
کارشناسی دبیری زبان و ادبیات فارسی