خانواده و مدرسه؛ دو رکن اساسی در تربیت خلاق دانش آموز
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 12
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_9698
تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404
چکیده مقاله:
تربیت خلاق دانش آموزان به عنوان یکی از اهداف بنیادین نظام های آموزشی نوین، نقشی محوری در تضمین توسعه فردی و پیشرفت جامعه ایفا می کند. این فرآیند پیچیده نیازمند بستری حمایتی است که در آن، دو نهاد اصلی اجتماعی، یعنی خانواده و مدرسه، به صورت هماهنگ و تعاملی عمل نمایند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعاملی خانواده و مدرسه در پرورش ابعاد سه گانه خلاقیت شناختی، عاطفی و اجتماعی دانش آموزان انجام شده است. خلاقیت، نه تنها توانایی تولید ایده های نوآورانه، بلکه مهارتی حیاتی برای حل مسئله، انطباق پذیری در محیط های متغیر و موفقیت در قرن بیست و یکم محسوب می شود. خانواده به عنوان اولین محیط یادگیری و مدرسه به عنوان نهاد رسمی پرورش مهارت ها، هر یک دارای ویژگی ها و تاثیرات منحصر به فردی هستند که تعامل آن ها می تواند ضریب موفقیت در شکوفایی پتانسیل های خلاق دانش آموز را به شدت افزایش دهد. در این راستا، شکاف میان انتظارات خانواده ها و رویکردهای آموزشی مدرسه، یا فقدان ارتباط مستمر بین این دو نهاد، می تواند به تضعیف فرآیند خلاقیت پروری منجر شود. پژوهش حاضر با مرور ادبیات نظری و تجربی، نشان می دهد که محیط خانواده ای که بر پایه پذیرش ریسک، تشویق کنجکاوی، و حمایت عاطفی بنا شده باشد، بستر لازم برای بروز خلاقیت شناختی را فراهم می آورد؛ در حالی که محیط مدرسه با ارائه فرصت های یادگیری اکتشافی، پروژه محور و پذیرش شکست به عنوان بخشی از فرآیند یادگیری، این خلاقیت را ساختارمند می سازد. تعامل موثر مستلزم ایجاد یک گفتمان مشترک درباره اهمیت خلاقیت، تبادل اطلاعات درباره نقاط قوت و ضعف دانش آموز، و هماهنگی در روش های تقویتی است. چالش هایی نظیر تفاوت در ارزش های تربیتی، فشارهای ناشی از آزمون های استاندارد و نبود آموزش های تخصصی به والدین و معلمان در زمینه پرورش خلاقیت، موانعی جدی بر سر راه این تعامل هستند. راهکارهای پیشنهادی شامل طراحی برنامه های مشارکتی بین والدین و معلمان، توسعه محیط های یادگیری انعطاف پذیر در مدرسه، و آموزش مهارت های فرزندپروری خلاقانه به خانواده ها است. در نهایت، نتیجه گیری حاکی از آن است که تربیت موفقیت آمیز خلاقیت، یک مسئولیت مشترک است و تنها با ادغام منابع و استراتژی های هر دو نهاد می توان نسلی خلاق، سازگار و پیشرو تربیت نمود که قادر به مواجهه با پیچیدگی های آینده باشند. این پژوهش بر لزوم تدوین سیاست هایی تاکید دارد که تعامل دوسویه خانواده و مدرسه را به عنوان یک اولویت استراتژیک در برنامه درسی و فعالیت های فوق برنامه مدارس قرار دهد تا از پتانسیل نهفته خلاقانه دانش آموزان به بهترین شکل بهره برداری شود.
کلیدواژه ها:
خلاقیت ، تعامل خانواده و مدرسه ، تربیت شناختی ، پرورش عاطفی ، توسعه اجتماعی ، دانش آموز ، محیط یادگیری.
نویسندگان