تاثیر کیفیت روابط معلم-دانش آموز و همسالان بر بهزیستی روان شناختی فراگیران
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 19
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_9668
تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404
چکیده مقاله:
در سپهر نظام آموزشی، بهزیستی روان شناختی دانش آموزان که شامل تجربه احساس رضایت از زندگی، رشد فردی، معناداری و داشتن ارتباطات مثبت است، به عنوان عاملی کلیدی در کیفیت یادگیری و انگیزش تحصیلی شناخته می شود. با این وجود، چالش های فزاینده مرتبط با سلامت روان در مدارس، از جمله افزایش احساس تنهایی، اضطراب اجتماعی و بی تفاوتی، نشان می دهد که دستیابی به این بهزیستی همواره محقق نمی شود و نیازمند واکاوی عمیق تر عوامل تاثیرگذار درون مدرسه است. در این میان، کیفیت روابط میان فردی که دانش آموزان در مدرسه تجربه می کنند، به ویژه ارتباط با معلمان و همسالان، نقشی حیاتی و زیربنایی ایفا می نماید. این روابط، بافت عاطفی و اجتماعی اصلی محیط آموزشی را تشکیل می دهند که می تواند به عنوان منبعی برای حمایت، احساس تعلق و امنیت یا برعکس، منشا تعارض، طرد و فشار روانی عمل کند. مساله اصلی اینجاست که علی رغم آگاهی نظری نسبت به اهمیت این روابط، در عمل، نظام های آموزشی اغلب بر معیارهای سنجش کمی پیشرفت دروس متمرکزند و کیفیت تعاملات انسانی در کلاس درس و حیاط مدرسه، به عنوان یک متغیر موثر بر بهزیستی روان شناختی، کمتر مورد سنجش، توجه و برنامه ریزی قرار می گیرد. یک رابطه مثبت و حامیانه معلم-دانش آموز، که با احترام متقابل، گوش دادن فعال، انتظارات واضح و مراقبت واقعی مشخص می شود، می تواند احساس ارزشمندی، شایستگی و امنیت عاطفی را در دانش آموز تقویت کند. از سوی دیگر، کیفیت روابط با همسالان، که بر اساس همکاری، صمیمیت و پذیرش استوار باشد، در شکل گیری مهارت های اجتماعی، هویت جمعی و شبکه حمایتی دانش آموزان تعیین کننده است. غفلت از این دو رکن رابطه ای، فضای مدرسه را به محیطی بیگانه ساز و پراسترس تبدیل می کند که می تواند به جای تقویت بهزیستی، به کاهش عزت نفس، افزایش انزواطلبی و افت عملکرد منجر شود. بنابراین، انجام پژوهشی توصیفی با هدف بررسی تاثیر کیفیت این دو نوع رابطه بر بهزیستی روان شناختی فراگیران، نه تنها از نظر علمی ضروری است، بلکه از لحاظ کاربردی نیز فوریتی انکارناپذیر دارد. چنین مطالعه ای می تواند درک عمیق تری از چگونگی و میزان تاثیرگذاری این روابط فراهم آورده و نقاط قوت و ضعف موجود در الگوهای تعاملی مدارس را آشکار سازد. یافته های این تحقیق می تواند مبنایی مستحکم برای طراحی برنامه های مداخله ای، کارگاه های توانمندسازی معلمان و طرح های بهبود فرهنگ مدرسه باشد تا با تقویت کیفیت روابط انسانی، بستری غنی و پایدار برای شکوفایی روانی و تحصیلی تمامی دانش آموزان فراهم آید.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فاطمه موثقی
کارشناسی دبیری ادبیات فارسی
فاطمه نوراللهی
کارشناسی امور تربیتی
صغیری طاهر فر
کارشناسی معارف اسلامی