بررسی چالش ها و فرصت های آموزش در مدارس عشایری: مطالعه موردی آموزش عشایر اندیکا در استان خوزستان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 17

فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NHLECONF01_4455

تاریخ نمایه سازی: 15 بهمن 1404

چکیده مقاله:

هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل عمیق چالش ها و فرصت های پیش روی نظام آموزشی در مدارس عشایری با تاکید بر منطقه اندیکا در استان خوزستان است. آموزش عشایری به عنوان بخشی منحصربه فرد و حیاتی از نظام تعلیم و تربیت کشور، با وجود تلاش های صورت گرفته، همواره با مسائل ساختاری، زیربنایی و محتوایی خاصی مواجه بوده است که تحقق عدالت آموزشی و دسترسی به آموزش باکیفیت را برای دانش آموزان عشایری با دشواری مواجه ساخته است. این مطالعه با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. جامعه آماری پژوهش را آموزگاران مدارس عشایری، سرگروه های آموزشی عشایر، دانش آموزان مقطع ابتدایی و اولیای آنان در منطقه عشایری اندیکا تشکیل دادند که از میان آنان با روش نمونه گیری هدفمند و با معیار اشباع نظری، تعداد ۲۸ نفر (شامل ۱۲ آموزگار، ۸ دانش آموز و ۸ اولیاء) برای مشارکت در پژوهش انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق و مشاهده مشارکتی در کلاس ها و محیط زندگی عشایری گردآوری شدند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون به شیوه براون و کلارک استفاده گردید. یافته ها در قالب سه مضمون فراگیر سازماندهی شد: چالش های ساختاری-محیطی (شامل مشکلات دسترسی و کوچ روی، کمبود و ناپایداری نیروی انسانی، ضعف شدید امکانات و تجهیزات)، چالش های فرآیندی-آموزشی (شامل ناکارآمدی برنامه درسی متمرکز، دشواری ارزشیابی مستمر، محدودیت زمان تدریس و تعامل با خانواده) و فرصت ها و قوت های درونی (شامل پیوند ذاتی با محیط طبیعی به عنوان آزمایشگاه یادگیری، نقش آموزش در حفظ فرهنگ کوچ روی، انعطاف پذیری ذاتی ساختار آموزش عشایری و انگیزه بالای دانش آموزان برای یادگیری). نتایج نشان داد که عمده ترین چالش، مسئله «ناپایداری» در ابعاد مختلف (مکان، معلم، زمان) است که برنامه ریزی آموزشی را مختل می کند. با این حال، ظرفیت های منحصربه فرد محیط عشایری، امکان حرکت به سمت یک «الگوی آموزش سیار و زمینهمحور» را فراهم می سازد که می تواند نه تنها پاسخگوی نیازهای آموزشی باشد، بلکه به حفظ و تقویت فرهنگ و مهارت های بومی بینجامد. این پژوهش بر لزوم بازاندیشی در برنامه درسی متمرکز، توسعه روش های ارزشیابی سازگار با شرایط کوچ، و ایجاد نظام حمایتی پایدار از معلمان عشایری تاکید دارد.

نویسندگان

ساسان قریشی وند

کارشناسی ارشد تحقیقات آموزشی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایذه، ایران

عباس زمان پور

کارشناسی آموزش و پرورش ابتدایی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد مسجدسلیمان، ایران