معلم و هنر شنیدن؛ مهارتی فراموش شده در آموزش رسمی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 15
فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RRCONF01_5251
تاریخ نمایه سازی: 14 بهمن 1404
چکیده مقاله:
مهارت «شنیدن» (Listening) یکی از بنیادی ترین و در عین حال مغفول ترین مولفه های آموزش موثر در نظام های آموزشی رسمی کشور است. این مقاله علمی-پژوهشی با هدف بررسی جایگاه محوری هنر شنیدن فعال در فرآیند تدریس، ارتباطات معلم–دانش آموز، و تاثیر آن بر یادگیری عمیق و بهزیستی روانی دانش آموزان تنظیم شده است. با توجه به رویکردهای غالب آموزش در ایران که مبتنی بر انتقال محتوای یک طرفه و گفتار محوری معلم است، مهارت شنیدن اغلب به عنوان یک کنش منفعل یا صرفا فنی تلقی شده و از دایره توجه جدی برنامه های توسعه حرفه ای معلمان خارج مانده است. این پژوهش با تکیه بر مبانی روان شناسی تربیتی، به ویژه نظریه های یادگیری اجتماعی و رویکردهای انسان گرایانه (مانند رویکرد کارل راجرز)، استدلال می کند که شنیدن فعال نه تنها یک تکنیک ارتباطی، بلکه یک رویکرد پارادایمی در آموزش است که محیطی امن و پذیرا برای ابراز وجود و رشد شناختی دانش آموز فراهم می آورد.تحلیل ساختاری نظام آموزشی نشان می دهد که فشارهای برنامه های درسی، ارزیابی های مبتنی بر نمره و فرهنگ سلسله مراتبی کلاس، موانع ساختاری جدی برای اجرای شنیدن حقیقی ایجاد کرده اند. در این پژوهش، هنر شنیدن در پنج محور کلیدی مورد واکاوی قرار می گیرد: (الف) تعریف و تبیین شنیدن فعال در بستر روان شناسی تربیتی؛ (ب) نقش آن در مدیریت موثر کلاس و پیشگیری از تعارضات رفتاری؛ (ج) تاثیر شنیده شدن (Being Heard) بر انگیزش درونی، خودکارآمدی و عزت نفس دانش آموز؛ (د) شناسایی موانع ساختاری و فرهنگی موجود در آموزش رسمی؛ و (ه) ارائه راهبردهای عملی و مبتنی بر شواهد برای تقویت این مهارت در معلمان.یافته های این مقاله تاکید دارند که وقتی معلم با کنجکاوی و همدلی واقعی به صدای دانش آموز گوش می دهد، نه تنها اطلاعات دقیق تری از وضعیت شناختی و عاطفی او کسب می کند، بلکه پیام مهمی مبنی بر «ارزش مندی» فرد به دانش آموز مخابره می نماید. این امر مستقیما با نیازهای اساسی سلسله مراتب نیازهای مازلو (نیاز به تعلق و احترام) و نظریه خودتعیین گری (Deci & Ryan) در ارتباط است. در نهایت، این مقاله نتیجه می گیرد که بازگشت به هنر شنیدن، دروازه ای حیاتی برای تحول آموزش رسمی از رویکرد انتقال دهنده به رویکرد توانمندساز و انسان محور خواهد بود و نیازمند بازنگری جدی در دوره های تربیت معلم، محتوای آموزشی و فرهنگ سازمانی مدارس است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
پریسا مینایی
کارشناسی ارشد معارف،گرایش حقوق
باران حیدری نسب
لیسانس ریاضی
بهمن آرام توتکله
کارشناسی ارشد تاریخ