عنوان الگوی تدریس کارآمد: بررسی تجربیات موفق آموزگاران ابتدایی در مدارس ایران

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 15

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CSEMCONF01_1414

تاریخ نمایه سازی: 14 بهمن 1404

چکیده مقاله:

نظام آموزشی هر کشور نقش بنیادینی در پرورش سرمایه انسانی و شکل دهی به آینده اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی آن ایفا می کند و در این میان، کیفیت تدریس در دوره ابتدایی از اهمیتی دوچندان برخوردار است؛ چرا که این دوره، پایه گذار نگرش ها، مهارت ها و عادات یادگیری دانش آموزان در سال های بعدی زندگی تحصیلی آنان محسوب می شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین مولفه های الگوی تدریس کارآمد، به بررسی تجربیات موفق آموزگاران دوره ابتدایی در مدارس ایران می پردازد.این مطالعه با رویکردی کیفی و با استفاده از روش پدیدارشناسی انجام شده است. جامعه پژوهش شامل آموزگاران ابتدایی باتجربه و موفق در استان های مختلف کشور بوده که بر اساس شاخص هایی همچون نتایج تحصیلی دانش آموزان، رضایت اولیا، نوآوری در تدریس و ارزیابی های حرفه ای انتخاب شده اند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته، مشاهده کلاس های درس و تحلیل اسناد آموزشی گردآوری و با روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفت.یافته های پژوهش نشان می دهد که تدریس کارآمد در دوره ابتدایی، پدیده ای چندبعدی است که از تعامل مولفه های شناختی، عاطفی، مهارتی و زمینه ای شکل می گیرد. از مهم ترین مولفه های شناسایی شده می توان به تسلط علمی و حرفه ای آموزگار، به کارگیری روش های فعال و مشارکتی یاددهی–یادگیری، توجه به تفاوت های فردی دانش آموزان، استفاده هدفمند از ارزشیابی تکوینی، ارائه بازخورد موثر و مستمر، ایجاد محیط یادگیری امن و انگیزه بخش، ارتباط سازنده با اولیا و بهره گیری خلاقانه از فناوری های آموزشی اشاره کرد. همچنین نتایج نشان داد که نگرش مثبت آموزگار به حرفه معلمی، تعهد اخلاقی، انعطاف پذیری در تدریس و یادگیری مستمر از تجربه های میدانی، نقش تعیین کننده ای در موفقیت الگوی تدریس دارد.بر اساس یافته ها، الگوی تدریس کارآمد پیشنهادی این پژوهش، الگویی پویا و بومی محور است که ضمن توجه به اسناد تحولی آموزش وپرورش ایران، بر تجربه های زیسته آموزگاران موفق تاکید دارد. این الگو می تواند به عنوان چارچوبی عملی برای بهبود کیفیت تدریس، توانمندسازی حرفه ای معلمان، بازنگری در برنامه های تربیت معلم و ارتقای یادگیری معنادار دانش آموزان دوره ابتدایی مورد استفاده قرار گیرد. در نهایت، نتایج این پژوهش می تواند راهگشای سیاست گذاران آموزشی، مدیران مدارس و پژوهشگران حوزه تعلیم وتربیت در جهت تحقق آموزش اثربخش و پایدار در مدارس ابتدایی ایران باشد.

نویسندگان