تحلیل مشکلات مربوط به خودپنداره و اعتماد به نفس در دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 30
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CSEMCONF01_1401
تاریخ نمایه سازی: 14 بهمن 1404
چکیده مقاله:
خودپنداره و اعتماد به نفس از مولفه های بنیادین رشد روان شناختی دانش آموزان به شمار می آیند و نقش تعیین کننده ای در سازگاری تحصیلی، اجتماعی و هیجانی آنان ایفا می کنند. خودپنداره به ادراک فرد از توانایی ها، ویژگی ها و ارزشمندی خویش اشاره دارد و اعتماد به نفس بازتاب میزان باور فرد به شایستگی های خود در مواجهه با چالش ها و موقعیت های مختلف است. ضعف در هر یک از این سازه ها می تواند پیامدهای منفی گسترده ای از جمله افت تحصیلی، اضطراب، کناره گیری اجتماعی، کاهش انگیزش یادگیری و افزایش آسیب پذیری در برابر مشکلات رفتاری و هیجانی به دنبال داشته باشد.پژوهش ها نشان می دهند که خودپنداره و اعتماد به نفس دانش آموزان تحت تاثیر عوامل متعددی همچون سبک های فرزندپروری، کیفیت تعاملات معلم–دانش آموز، جو روانی–اجتماعی مدرسه، مقایسه های اجتماعی، تجارب شکست یا موفقیت تحصیلی، فشارهای نظام آموزشی رقابتی و نیز ویژگی های فردی مانند تفاوت های شناختی و ناتوانی های یادگیری قرار دارند. دانش آموزانی که به طور مداوم بازخوردهای منفی دریافت می کنند یا در معرض برچسب زنی، تبعیض، قلدری و انتظارات غیرواقع بینانه قرار می گیرند، بیشتر در معرض شکل گیری خودپنداره منفی و کاهش اعتماد به نفس هستند.در این میان، نقش مدرسه و معلمان بسیار برجسته است؛ زیرا محیط آموزشی می تواند یا به عنوان عامل خطر و یا به عنوان عامل حمایت کننده عمل کند. راهبردهای آموزشی مبتنی بر تقویت نقاط قوت، بازخورد سازنده، ارزشیابی توصیفی، آموزش مهارت های اجتماعی و هیجانی، و ایجاد فرصت های موفقیت متناسب با توانایی های فردی، از جمله مداخلات موثر در ارتقای خودپنداره مثبت و اعتماد به نفس دانش آموزان محسوب می شوند. همچنین، همکاری مدرسه با خانواده و ارائه برنامه های مداخله ای روان شناختی و مشاوره ای می تواند در پیشگیری و کاهش مشکلات مرتبط با خودپنداره و اعتماد به نفس نقش بسزایی ایفا کند.در مجموع، توجه نظام مند به ابعاد روان شناختی دانش آموزان در کنار اهداف آموزشی، نه تنها به بهبود عملکرد تحصیلی می انجامد، بلکه زمینه ساز رشد سالم شخصیت و افزایش سلامت روان در دوران کودکی و نوجوانی خواهد بود. این امر ضرورت طراحی و اجرای سیاست ها و برنامه های آموزشی جامع با رویکرد انسان محور را بیش از پیش آشکار می سازد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان