الگوی اثربخشی سیاست­های منابع انسانی دولت بر توسعه پایدار شهری

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: انگلیسی
مشاهده: 54

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_MAN-3-1_010

تاریخ نمایه سازی: 14 بهمن 1404

چکیده مقاله:

هدف از پژوهش حاضر بررسی الگوی اثربخشی سیاست های منابع انسانی دولت بر توسعه پایدار شهری می باشد. روش تحقیق توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای می باشد.بررسی ها نشان داد سیاست های استخدامی، شیوه های آموزش، نظام های ارزیابی عملکرد و سازوکارهای انگیزشی، مستقیما بر رفتار کارکنان و در نتیجه بر کیفیت خدمات شهری اثر می گذارند. هرگونه ضعف یا ناهماهنگی در این سیاست ها، به صورت تدریجی در سطح شهر بازتاب پیدا می کند و خود را در قالب ناکارآمدی خدمات، کاهش اعتماد عمومی یا افزایش نابرابری ها نشان می دهد. شهر زنده به طور مداوم در حال دریافت و پردازش بازخورد از محیط اجتماعی خود است و این فرایند از طریق نیروی انسانی دولت امکان پذیر می شود. کارکنان دولتی نخستین مواجهه کنندگان با مسائل، مطالبات و نارضایتی های شهروندان هستند و تجربه های آن ها می تواند منبعی ارزشمند برای اصلاح سیاست ها باشد.دولت از طریق سیاست ها جهت گیری کلی را تعیین می کند، نیروی انسانی این جهت گیری را در عمل معنا می بخشد و شهروندان پیامدهای آن را در زندگی روزمره تجربه می کنند. بازخورد شهروندان نیز دوباره به نظام اداری بازمی گردد و چرخه ای از یادگیری یا فرسایش شکل می گیرد. کارآمدی این چرخه به میزان انسجام میان سیاست های منابع انسانی و اهداف پایداری شهری وابسته می ماند.هدف از پژوهش حاضر بررسی الگوی اثربخشی سیاست های منابع انسانی دولت بر توسعه پایدار شهری می باشد. روش تحقیق توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای می باشد.بررسی ها نشان داد سیاست های استخدامی، شیوه های آموزش، نظام های ارزیابی عملکرد و سازوکارهای انگیزشی، مستقیما بر رفتار کارکنان و در نتیجه بر کیفیت خدمات شهری اثر می گذارند. هرگونه ضعف یا ناهماهنگی در این سیاست ها، به صورت تدریجی در سطح شهر بازتاب پیدا می کند و خود را در قالب ناکارآمدی خدمات، کاهش اعتماد عمومی یا افزایش نابرابری ها نشان می دهد. شهر زنده به طور مداوم در حال دریافت و پردازش بازخورد از محیط اجتماعی خود است و این فرایند از طریق نیروی انسانی دولت امکان پذیر می شود. کارکنان دولتی نخستین مواجهه کنندگان با مسائل، مطالبات و نارضایتی های شهروندان هستند و تجربه های آن ها می تواند منبعی ارزشمند برای اصلاح سیاست ها باشد.دولت از طریق سیاست ها جهت گیری کلی را تعیین می کند، نیروی انسانی این جهت گیری را در عمل معنا می بخشد و شهروندان پیامدهای آن را در زندگی روزمره تجربه می کنند. بازخورد شهروندان نیز دوباره به نظام اداری بازمی گردد و چرخه ای از یادگیری یا فرسایش شکل می گیرد. کارآمدی این چرخه به میزان انسجام میان سیاست های منابع انسانی و اهداف پایداری شهری وابسته می ماند.

نویسندگان

Mina Jamshidi Avanki

Associate Professor, Islamic Azad University, Central Tehran Branch, Tehran, Iran.

Farid Zandi

PhD Student in Public Administration (Organizational Behavior), Islamic Azad University, Central Tehran Branch, Tehran, Iran.