کلاس هایی که سوال های کوچک دارند، فکرهای بزرگ
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 20
فایل این مقاله در 8 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RRCONF01_5045
تاریخ نمایه سازی: 14 بهمن 1404
چکیده مقاله:
این مقاله به بررسی عمیق و تحلیلی نقش محوری «سوال های کوچک» در برانگیختن «تفکر بزرگ» در محیط های آموزشی می پردازد. در عصر حاضر که غرق در اطلاعات هستیم، تمرکز از حفظیات به سمت توانایی تحلیل، ترکیب و ارزیابی تغییر یافته است؛ فرآیندی که به طور بنیادین به کیفیت پرسشگری وابسته است. پرسشگری نه صرفا یک روش تدریس، بلکه یک پارادایم شناختی و تربیتی است که زیربنای تفکر نقادانه، خلاقیت و یادگیری عمیق را تشکیل می دهد. اغلب، معلمان به دلیل فشارهای برنامه درسی یا تمرکز بر انتقال محتوا، از قدرت پنهان سوالات به ظاهر ساده و جزئی غافل می شوند. این پژوهش استدلال می کند که سوالاتی که ممکن است در ظاهر کوچک، متمرکز و حتی بدیهی به نظر برسند، زمانی که به شکلی استراتژیک و هدفمند در بافت کلاس درس مطرح شوند، می توانند به عنوان کاتالیزورهایی برای بازنگری های مفهومی و گسترش افق های فکری دانش آموزان عمل کنند. هدف اصلی این مقاله، تبیین این سازوکار شناختی است که چگونه سوالات دقیق و متمرکز (سوالات کوچک)، مسیر عصبی و ذهنی لازم برای تولید ایده های بزرگ، راه حل های پیچیده و دانش ساختارمند (تفکر بزرگ) را هموار می سازند. ما ابتدا اهمیت بنیادین پرسشگری در ساختاردهی دانش را تحلیل کرده و سپس ساختار کلاس درس ایده آل را که بر محوریت تولید، پاسخگویی و تعمیق پرسش ها بنا شده است، ترسیم می کنیم. رویکرد تحلیلی مقاله بر تلفیق نظریه های یادگیری ساخت گرایی (Constructivism) با روانشناسی شناختی متمرکز است، به ویژه تاکید بر نقش تضاد شناختی (Cognitive Dissonance) که غالبا از طریق یک سوال دقیق اما ساده ایجاد می شود. این تضاد، دانش آموز را وادار به خروج از مناطق راحتی ذهنی و جستجوی سازه های جدید می کند. در ادامه، نقش معلم به عنوان طراح پرسش و تسهیل گر جریان فکری مورد واکاوی قرار می گیرد؛ معلم دیگر صرفا منتقل کننده اطلاعات نیست، بلکه معمار پرسش هایی است که ساختار اندیشیدن را تعیین می کنند. همچنین، به تفاوت میان سوالات مبتنی بر یادآوری و سوالات تحلیلی و ترکیبی پرداخته می شود و نشان داده می شود که چگونه سوالات ظاهرا کوچک می توانند به سوالات بنیادین (Essential Questions) منتهی شوند. یکی از نتایج کلیدی این تحلیل، اثبات رابطه مثبت و غیرخطی میان سادگی ظاهری پرسش و پیچیدگی پاسخ های حاصله است. سوالات کوچک، ابزارهایی هستند که موانع ورودی شناختی را کاهش داده و امکان دسترسی به سطوح بالای هرم شناختی بلوم (Bloom's Taxonomy) را فراهم می آورند. در نهایت، این مقاله به تبیین چگونگی نهادینه سازی «فرهنگ پرسش» در سطح مدرسه می پردازد؛ فرهنگی که در آن کنجکاوی نه تنها مجاز، بلکه تشویق شده و شکست در یافتن پاسخ سریع، به عنوان بخشی از فرآیند یادگیری ارزشمند تلقی می گردد. جمع بندی مقاله بر این تاکید دارد که دستیابی به نوآوری و تفکر اصیل، مستلزم بازگشت به بنیادهای پرسشگری موثر است؛ کلاس هایی که یادگیرندگان را به پرسیدن سوالات دقیق تر و نافذتر سوق دهند، آینده سازانی خواهند بود که قادر به حل چالش های بزرگ قرن بیست و یکم هستند. این تحقیق راهکاری عملی و نظری برای دگرگونی فرآیند آموزش از مصرف کنندگی محتوایی به خلق دانش از طریق پرسشگری هدفمند ارائه می دهد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
امیر اصغر نسب
لیسانس ابتدایی
لیلا امیر جزسیافی
دانشجوی ترم آخر کارشناسی ارشد مدیریت
پریناز جمشیدی کیا
لیسانس ادبیات و زبان فارسی
علی اصغر نسب
لیسانس ابتدایی