تحلیل نقش تحول آفرین فناوری های دیجیتال یکپارچه و هوش مصنوعی در بازتعریف پارادایم یادگیری
محل انتشار: دومین همایش بین المللی معلمان برتر
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 36
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MISCONF02_2034
تاریخ نمایه سازی: 13 بهمن 1404
چکیده مقاله:
در عصر انفجار اطلاعات و دگرگونی های شتابان فناورانه، نظام تعلیم و تربیت با این پرسش بنیادین مواجه است که چگونه می تواند ضمن بهره گیری از قابلیت های بی بدیل فناوری های نوین، رسالت اصیل خود را در پرورش شهروندانی اندیشمند، خلاق و مسئولیت پذیر در قرن بیست ویکم به انجام برساند. این مقاله با اتخاذ رویکردی تحلیلی-مروری و با روش تحقیق تلفیقی (ترکیب مطالعات کتابخانه ای نظام مند و واکاوی مطالعات موردی موفق جهانی)، در پی واکاوی عمیق تر این مسئله است که یکپارچه سازی هوشمندانه و برنامه ریزی شده فناوری های دیجیتال و هوش مصنوعی در هسته ساحت های یادگیری مدرسه، چه تاثیری در بازتعریف فرآیند یاددهی-یادگیری، توسعه کیفیت شناختی و عاطفی تجربه آموزشی و در نهایت، تحقق عدالت تربیتی دارد.یافته های این پژوهش حکایت از آن دارد که در مرکز این تحول، مفهوم «زیست بوم یادگیری دیجیتال یکپارچه» قرار دارد؛ اکوسیستمی پویا که در آن زیرساخت های فنی هوشمند (نظیر کلاس های مجهز به ابزارهای تعاملی، پلتفرم های LMS و Cloud-Based)، رویکردهای نوین آموزشی (همچون یادگیری معکوس، یادگیری مبتنی بر بازی و پروژه) و محتوای دیجیتال سازگارشونده در هم می آمیزند تا فضایی انعطاف پذیر، پاسخگو و فردمحور خلق کنند. در چنین محیطی، هوش مصنوعی با ارائه تحلیل داده های پیشرفت تحصیلی و شناسایی الگوهای یادگیری، زمینه را برای تدوین مسیرهای یادگیری کاملا شخصی سازیشده و ارائه بازخوردهای فوری و سازنده فراهم می سازد. این امر نه تنها به بهبود ملموس نتایج تحصیلی می انجامد، بلکه با فراهم آوردن بستری برای کاوشگری، همکاری و تولید دانش، به صورت مستقیم به پرورش مهارت های تفکر انتقادی، خلاقیت، حل مسئله و سواد دیجیتال — به عنوان ارکان ضروری برای شکوفایی در جامعه پیچیده امروز — یاری می رساند.با این حال، پژوهش حاضر به صراحت نشان می دهد که این گذار آرمانی، خالی از چالش نیست. تحقق کامل این چشم انداز در گرو غلبه بر موانع ساختاری عمیقی از جمله شکاف دیجیتالی و نابرابری عمیق در دسترسی به زیرساخت و ابزارهای باکیفیت، ضرورت تحول در برنامه ریزی درسی و ارزشیابی آموزشی، نیاز مبرم به سرمایه گذاری بلندمدت و همه جانبه در توانمندسازی حرفه ای معلمان (فراتر از آموزش های فنی، و در راستای بازتعریف نقش آنان به عنوان طراحان تجربه یادگیری و مربیان)، و همچنین دغدغه های جدی پیرامون امنیت سایبری، حریم خصوصی داده های دانش آموزان و اخلاق در استفاده از هوش مصنوعی است.در نتیجه گیری نهایی تاکید می شود که دیجیتال سازی در مدرسه، در ذات خود یک فرآیند فرهنگی-تربیتی است تا صرفا یک رویداد فنی. موفقیت آن منوط به اتخاذ نگرشی کل نگر و راهبردی است که در آن فناوری نه به عنوان هدف، بلکه به مثابه تسهیل گر قدرتمند تحقق اهداف عالی تربیتی دیده می شود. آینده از آن مدارسی است که بتوانند با تلفیق خردمندانه فناوری، معماری تربیتی بازاندیشی شده و سرمایه انسانی توانمند، محیطی زنده و بالنده بیافرینند که در آن هر یادگیرنده بتواند با حداکثر توان خود شکوفا شود. این پژوهش مسیرهایی برای سیاست گذاری آگاهانه و اقدام پژوهی در بافت مدرسه پیشنهاد می دهد.
نویسندگان
صبیحه رضایی
آموزش و پرورش
حسن رستمی
آموزش و پرورش
ام البنین نقاش
آموزش و پرورش
طناز شاکری
آموزش و پرورش