گذار از آموزش حافظه محور به سواد یادگیری مادام العمر در نظام آموزشی ایران

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 23

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CPESCONF25_591

تاریخ نمایه سازی: 13 بهمن 1404

چکیده مقاله:

نظام آموزشی ایران در دهه های اخیر با چالش بنیادین غلبه رویکرد حافظه محور و فاصله گرفتن از اهداف پرورش یادگیرنده مادام العمر مواجه بوده است. این مساله در عصر تغییرات پرشتاب، نیازمند بازنگری و تحول اساسی است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی الزامات، موانع و راهبردهای گذار از الگوی آموزشی حافظه محور به سواد یادگیری مادام العمر در چارچوب یک مطالعه موردی در شهر تبریز انجام شد. این مطالعه با طرح آمیخته اکتشافی متوالی (کمی-کیفی) و در قالب یک مطالعه موردی واحد انجام پذیرفت. جامعه آماری شامل دانش آموزان دوره دوم متوسطه، معلمان و مدیران مدارس تبریز بود. نمونه گیری به دو روش تصادفی خوشه ای برای بخش کمی (۳۸۹ دانش آموز) و هدفمند برای بخش کیفی (۳۰ معلم و مدیر) صورت گرفت. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های استاندارد و محقق ساخته سنجش سواد یادگیری مادام العمر و رویکردهای یادگیری، و همچنین مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. روایی و پایایی ابزارها تایید و داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS (برای تحلیل های آماری) و MAXQDA (برای تحلیل مضمون مصاحبه ها) تحلیل شدند. یافته های کمی نشان داد سطح سواد یادگیری مادام العمر در نمونه مورد مطالعه در حد مطلوب نیست و رویکرد یادگیری سطحی به طور معناداری بر رویکرد یادگیری عمقی غلبه دارد. تحلیل های رگرسیون نیز رابطه مثبت و معنادار رویکرد عمقی و رابطه منفی رویکرد سطحی را با سواد یادگیری مادام العمر نشان داد. تحلیل کیفی داده ها منجر به استخراج چهار مضمون اصلی شد: ۱) موانع ساختاری-نهادی (فشار سیستم ارزیابی متمرکز)، ۲) چالش های فرهنگی-ادراکی (مقاومت ذینفعان در برابر تغییر)، ۳) سازوکارهای تداوم حافظه محوری، و ۴) راهبردهای گذار و نقطه نورهای امیدبخش (مانند کاربست روش های تدریس فعال). نتایج این مطالعه حاکی از آن است که گذار موفقیت آمیز نیازمند تحولی هماهنگ در سطوح ساختاری (بازنگری در نظام ارزشیابی)، فرهنگی (تغییر نگرش نسبت به یادگیری) و عملیاتی (توانمندسازی معلمان و غنی سازی محیط یادگیری) است. این تحول، پارادایمیک و مستلزم عزمی فرابخشی و همراهی تمامی ذینفعان است. بر اساس یافته ها، بازمهندسی نظام سنجش، توسعه حرفه ای معلمان و اجرای برنامه درسی مهارت محور به عنوان پیشنهادات محوری ارائه می گردد.

نویسندگان

اصغر جدی

۱-آموزش و پرورش، مربی امور تربیتی، بستان آباد

لیلا ساعدی آبریز

۲-آموزش و پرورش، دبیر ادبیات، بستان آباد