کاربرد فناوری درآموزش ازابزار تا فلسفه آموزشی
محل انتشار: دومین همایش ملی علوم انسانی با رویکرد نوین و اولین همایش بین المللی پژوهشی فرهنگیان نوین
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 8
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
HCWNT02_5153
تاریخ نمایه سازی: 13 بهمن 1404
چکیده مقاله:
این مقاله به بررسی تحول مفهوم فناوری در آموزش، از نگرش ابزارمحور صرف تا رویکرد فلسفه محور یکپارچه می پردازد. در دیدگاه سنتی، فناوری های آموزشی (مانند تخته های هوشمند، نرم افزارها و پلتفرم ها) صرفا به عنوان ابزارهایی خنثی برای تسریع یا تسهیل انتقال دانش در نظر گرفته می شدند. اما تحولات نظری و تجربی دهه های اخیر نشان می دهد که فناوری هرگز خنثی نیست و ذاتا بار فلسفی، فرهنگی و اجتماعی دارد.این مقاله با روشی توصیفی-تحلیلی استدلال می کند که ادغام فناوری در نظام آموزشی، مستلزم عبور از سطح کاربردی (ابزار) و روش شناختی (راهبرد) و رسیدن به سطح فلسفی و پارادایمی است. در این سطح، فناوری دیگر یک الحاقیه نیست، بلکه بخشی جدایی ناپذیر از بوم شناسی یادگیری است که به بازتعریف مفاهیمی چون دانش، رابطه معلم-دانش آموز، فضا و زمان آموزشی، و قدرت می انجامد.مقاله به تحلیل این تاثیرات در چارچوب نظریه های ساخت گرایی اجتماعی، ارتباط گرایی (کانکتیویسم) و پساانسان گرایی می پردازد و نشان می دهد که فناوری های دیجیتال چگونه می توانند زمینه ساز ظهور یادگیری توزیع شده، خودگردان، مشارکتی و شبکهای شوند. همچنین، خطرات کاهشی نگرش ابزارمحور، از جمله تکنومحوری، تقلیل یادگیری به تعامل با واسطه، و تشدید نابرابری های دیجیتال مورد نقد قرار می گیرد.در پایان، مقاله تاکید می کند که "چرا" و "برای چه" ادغام فناوری، پرسش هایی بنیادین تر از "چگونه" آن هستند. موفقیت یکپارچه سازی فناوری، در گرو همسویی آن با اهداف تربیتی متعالی، بینش فلسفی روشن، و طراحی آموزشی آگاهانه است؛ طراحی ای که در آن فناوری نه به عنوان هدف، بلکه به عنوان تسهیل گر دگرگونی در جهت تحقق انسان گرایی دیجیتال عمل می کند. این پژوهش دعوتی است برای بازاندیشی انتقادی در نقش فناوری و حرکت به سوی یک فلسفه آموزشی دیجیتال-آگاه در عصر حاضر.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فاطمه محمدی
کارشناسی ارشد مدیریت فناوری اطلاعات