بررسی عوامل فردی و آموزشی موثر بر یادگیری دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 14

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

HCWNT02_4994

تاریخ نمایه سازی: 13 بهمن 1404

چکیده مقاله:

فرآیند یادگیری، به عنوان پیچیده ترین و جذاب ترین پدیده شناختی-اجتماعی، حاصل تعامل پویا و چندسطحی میان طیف وسیعی از عوامل درونی و بیرونی است که در دو دسته کلان «عوامل فردی (شناختی، عاطفی، انگیزشی و فیزیولوژیک)» و «عوامل آموزشی (تربیتی، محیطی، ساختاری و روش شناختی)» قابل طبقه بندی می باشند. درک عمیق این تعاملات، کلید طراحی نظام های آموزشی اثربخش و خلق محیط های یادگیری است که بتواند استعدادهای متنوع هر یادگیرنده را شکوفا سازد. این مقاله با رویکردی تحلیلی-ترکیبی و با استناد به یافته های علوم شناختی، روان شناسی تربیتی، علوم اعصاب تربیتی و فناوری آموزشی، به واکاوی نظام مند این عوامل و چگونگی تعامل آن ها در شکل دهی به تجربه یادگیری می پردازد. یافته ها حاکی از آن است که عوامل فردی بنیادین همچون خودتنظیمی، باورهای انگیزشی (نظریه ذهن، خودکارآمدی)، عملکردهای اجرایی شناختی و وضعیت هیجانی-اجتماعی، زیرساخت لازم برای تعامل اثربخش با عوامل آموزشی را فراهم می سازند. از سوی دیگر، عوامل آموزشی کیفیت بخش شامل روش های تدریس فعال و سازنده گرا، کیفیت رابطه معلم-دانش آموز، طراحی محیط فیزیکی و اجتماعی کلاس درس، و تناسب برنامه درسی با نیازها و سبک های یادگیری، بستری را ایجاد می کنند که در آن عوامل فردی می توانند به حداکثر ظرفیت خود برسند. چالش اصلی نظام های آموزشی کنونی، نادیده گرفتن این تعامل پویا و تمرکز یک جانبه بر یکی از این دو حوزه (معمولا عوامل آموزشی به شکل صوری) است. چالش هایی مانند طبقاتی شدن فرصت های یادگیری، افزایش ناهمگونی در کلاس های درس، محدودیت منابع و مقاومت در برابر تغییر روش های سنتی، تحقق یک رویکرد تعاملی و همه جانبه را دشوار ساخته است. راهکارهای پیشنهادی، ایجاد رویکردهای «آموزش پاسخگو» مبتنی بر تشخیص فردی، سرمایه گذاری بر توسعه حرفه ای معلمان در حیطه علوم یادگیری، طراحی محیط های یادگیری غنی و انعطاف پذیر، و تعامل موثر با خانواده به عنوان شریک آموزشی است. در نهایت، یادگیری بهینه تنها زمانی محقق می شود که نظام آموزشی، به جای درمان یادگیرنده به عنوان «ظرفی خالی»، او را به عنوان «سازمان دهنده فعال تجربه» خود به رسمیت شناخته و تمامی سطوح فردی و بافتی موثر بر این سازمان دهی را مورد توجه قرار دهد.

نویسندگان

نیره آستانه پرست

کارشناسی امور تربیتی از دانشگاه شهید بهشتی مشهد

ساره فلاح

کارشناسی ریاضی محض از دانشگاه آزاد واحد چالوس

عبدالحجت حقیری زاده رودان

کارشناسی دبیری ریاضی از دانشگاه بیرجند