سندروم ایمپاستر در معلمان: "نکند من به اندازه کافی خوب نیستم؟"

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 21

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RRCONF01_5019

تاریخ نمایه سازی: 13 بهمن 1404

چکیده مقاله:

چکیدهدر زیر لایه های ظاهری یک کلاس درس آرام و منظم، و در پشت چهره با اعتمادبه نفس معلمی که با تسلط بر تخته سیاه می نویسد، اغلب حقیقتی خاموش و اضطراب آلود نهفته است: سندروم ایمپاستر یا «نشانگان فریبکار». این پدیده روان شناختی که با ناتوانی در درونی سازی موفقیت ها و ترس دائمی از «لو رفتن» و افشای بی کفایتی شناخته می شود، در میان معلمان شیوعی نگران کننده دارد. معلمان مبتلا به این سندروم، علی رغم داشتن مدارک تحصیلی معتبر، تجربه کافی و بازخوردهای مثبت، خود را بازیگرانی می پندارند که نقاب معلمی به چهره زده اند و هر لحظه ممکن است به عنوان افرادی بی صلاحیت رسوا شوند. این مقاله با رویکردی تحلیلی و آسیب شناسانه، به کالبدشکافی سندروم ایمپاستر در حرفه معلمی می پردازد. با استناد به ادبیات پژوهشی بومی و نظریات روان شناسی تربیتی، ریشه های این پدیده در کمال گرایی سمی، فشارهای سیستمیک، فرهنگ مقایسه و ماهیت مبهم «اثربخشی» در تدریس بررسی می شود. همچنین، پیامدهای این سندروم شامل فرسودگی شغلی، اجتناب از نوآوری و کاهش خودکارآمدی معلم مورد بحث قرار می گیرد. در نهایت، راهکارهایی مبتنی بر شفقت ورزی به خود، بازتعریف هویت حرفه ای و ایجاد جوامع یادگیری حمایتی برای گذار از «ترس از فریبکار بودن» به «پذیرش آسیب پذیری سازنده» ارائه می گردد.

کلیدواژه ها:

کلمات کلیدی: سندروم ایمپاستر ، خودکارآمدی معلم ، فرسودگی شغلی ، کمال گرایی آموزشی ، هویت حرفه ای ، سلامت روان در مدارس.

نویسندگان