معلم بازی ساز، دانش آموز یادگیرنده

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 15

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RRCONF01_4966

تاریخ نمایه سازی: 13 بهمن 1404

چکیده مقاله:

این مقاله به بررسی نقش تحول آفرین بازی به مثابه یک رویکرد بنیادین در فرایند یادگیری در دوره های ابتدایی می پردازد و جایگاه محوری معلم را در این پارادایم جدید، تحت عنوان «معلم بازی ساز»، مورد واکاوی قرار می دهد. در عصر حاضر که مدل های سنتی آموزش پاسخگوی پیچیدگی های شناختی و نیازهای عاطفی دانش آموزان هزاره جدید نیست، بازی محوری به عنوان پلی ضروری میان دنیای درونی کودک و محتوای آموزشی ارائه می شود. بازی صرفا یک فعالیت تفریحی نیست؛ بلکه یک سازوکار ذاتی برای کاوش، آزمون فرضیه ها و ساختاربندی جهان در ذهن کودک است. این پژوهش با اتکا به مبانی نظری سازه گرایی اجتماعی (به ویژه نظریه های ویگوتسکی و پیاژه) و روان شناسی یادگیری مثبت، استدلال می کند که کیفیت یادگیری مستقیما با میزان فعال بودن و درگیر شدن فعالانه یادگیرنده مرتبط است.هسته اصلی این مقاله، تعریف مجدد نقش معلم از یک منتقل کننده منفعل دانش به یک معمار و طراح فعال تجربه یادگیری (بازی ساز) است. معلم بازی ساز کسی است که با شناخت دقیق از مراحل رشد شناختی، نیازهای عاطفی و علایق محتوایی دانش آموز، محیط یادگیری را به گونه ای مهندسی می کند که بازی های هدفمند، بستری برای یادگیری معنادار و درونی سازی مفاهیم انتزاعی فراهم آورند. این رویکرد نه تنها توانایی های حل مسئله و تفکر انتقادی را تقویت می کند، بلکه مهم تر از آن، موتور محرکه انگیزش درونی را به کار می اندازد. وقتی یادگیری در قالب یک بازی چالش برانگیز اما قابل دسترس ارائه شود، دانش آموز نه از سر اجبار، بلکه از سر علاقه درگیر می شود، که این امر خود ضامن پایداری یادگیری در بلندمدت است.علاوه بر این، مقاله به بررسی مدیریت کلاس های مبتنی بر بازی می پردازد و نشان می دهد که چگونه چارچوب های بازی وارسازی (Gamification) و طراحی بازی های ساختارمند، زمینه را برای تعامل فعال، همکاری گروهی و شکل گیری هنجارهای اجتماعی مثبت فراهم می سازند. پیامدهای این رویکرد فراتر از کسب نمرات است؛ این روش مستقیما بر توسعه مهارت های فراشناختی، خودتنظیمی عاطفی و ایجاد حس شایستگی در دانش آموز تاثیر می گذارد. در نهایت، این پژوهش نتیجه گیری می کند که موفقیت نظام آموزشی در گرو تجهیز معلمان به مهارت های طراحی بازی های آموزشی است؛ مهارتی که نیازمند بازنگری اساسی در برنامه های تربیت معلم و سیاست های ارزشیابی است تا بتوانیم نسلی را پرورش دهیم که نه تنها دانش را کسب کند، بلکه عاشق فرایند کشف و یادگیری باشد.

نویسندگان

رضا در شولی

فوق لیسانس مدیریت ورزشی