وقتی الفبا بازی می شود، یادگیری جدی می شود
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 16
فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RRCONF01_4960
تاریخ نمایه سازی: 13 بهمن 1404
چکیده مقاله:
آموزش الفبا، به عنوان سنگ بنای سوادآموزی در دوره ابتدایی، نقشی حیاتی در شکل گیری آینده تحصیلی و اجتماعی کودکان ایفا می کند. با این حال، روش های سنتی و رویکردهای صرفا حافظه محور در آموزش الفبا، غالبا با چالش هایی نظیر کاهش انگیزه یادگیری، دشواری در درک مفاهیم انتزاعی حروف و صداها، و عدم توانایی دانش آموزان در به کارگیری آموخته ها در موقعیت های واقعی مواجه بوده اند. این امر ضرورت بازنگری در رویکردهای آموزشی و اتخاذ روش هایی را برجسته می سازد که با ماهیت یادگیری در دوران کودکی همخوانی بیشتری داشته باشند. در این میان، آموزش بازی محور به عنوان یک رویکرد نوین و اثربخش، توجه فزاینده ای را در حوزه تعلیم و تربیت به خود جلب کرده است. بازی، نه تنها یک فعالیت سرگرم کننده، بلکه یک بستر طبیعی و قدرتمند برای یادگیری در دوران کودکی است. این رویکرد، یادگیری را از یک فرآیند منفعلانه و اجباری به تجربه ای فعال، پویا و لذت بخش تبدیل می کند.مبانی نظری رویکرد بازی محور در آموزش الفبا بر پایه های مستحکمی چون سازه انگاری (Constructivism)، یادگیری فعال (Active Learning) و بازی محوری (Play-based Learning) بنا شده است. سازه انگاری، که ریشه در نظریات اندیشمندانی چون پیاژه و ویگوتسکی دارد، بر این اصل تاکید دارد که یادگیرندگان دانش خود را از طریق تعامل فعال با محیط و تجربیاتشان می سازند. در این چارچوب، بازی فرصتی بی نظیر برای کودکان فراهم می آورد تا مفاهیم مربوط به حروف، صداها، کلمات و روابط بین آن ها را به صورت عملی کشف کرده، آزمایش کنند و دانش خود را بازسازی نمایند. یادگیری فعال نیز به معنای درگیر شدن مستقیم دانش آموز در فرآیند یادگیری، فراتر از گوش دادن منفعلانه به معلم است. بازی های الفبایی، دانش آموزان را به مشارکت فعال در فعالیت هایی نظیر دسته بندی حروف، ساخت کلمات، بازی های نمایشی و حل معماهای زبانی وامی دارد که این امر به عمق یادگیری و ماندگاری آن کمک شایانی می کند. بازی محوری نیز به عنوان یک اصل تربیتی، بر این باور است که بازی، ابزار اصلی یادگیری در دوران کودکی است و باید به صورت سازمان یافته و هدفمند در فرآیند آموزش گنجانده شود.این مقاله پژوهشی–تحلیلی با هدف بررسی عمیق نقش و تاثیر رویکرد بازی محور در آموزش الفبا در دوره ابتدایی صورت گرفته است. روش تحلیل مقاله، ترکیبی از مرور جامع ادبیات نظری و پژوهشی، تحلیل کیفی یافته های مرتبط با آموزش الفبا و بازی، و استناد به تجارب علمی و عملی معلمان ابتدایی است. در بخش مبانی نظری، ابتدا به تبیین مفاهیم سازه انگاری، یادگیری فعال و بازی محوری پرداخته شده و سپس رابطه تنگاتنگ این مفاهیم با فرآیند یادگیری الفبا مورد بحث قرار گرفته است. در ادامه، مقاله به بررسی چالش های آموزش سنتی الفبا و دلایل ناکارآمدی آن در مواجهه با نیازهای یادگیری کودکان پرداخته و ضرورت توجه به رویکردهای نوین را مورد تاکید قرار می دهد. نقش بازی در ابعاد مختلف رشد کودک، شامل رشد شناختی (مانند تقویت حافظه، حل مسئله، و تفکر انتزاعی)، رشد زبانی (مانند توسعه واژگان، درک ساختار جمله، و مهارت های آوایی) و رشد عاطفی (مانند افزایش اعتماد به نفس، کاهش اضطراب یادگیری، و پرورش خلاقیت) به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است.در بدنه اصلی مقاله، پنج تیتر کلیدی به تفصیل مورد کاوش قرار گرفته اند. تیتر اول با عنوان «بازی به مثابه زبان یادگیری کودک»، به بررسی ماهیت بازی به عنوان یک ابزار ارتباطی و شناختی طبیعی برای کودکان پرداخته و نشان می دهد که چگونه بازی می تواند مفاهیم پیچیده را قابل دسترس و فهم نماید. تیتر دوم با عنوان «آموزش الفبا در بستر بازی های زبانی و حرکتی»، به ارائه راهکارها و مثال های عملی از چگونگی ادغام آموزش الفبا با بازی های خلاقانه زبانی (مانند شعر، داستان، و نمایش) و حرکتی (مانند بازی های بدنی که صداها و اشکال حروف را تداعی می کنند) می پردازد. تیتر سوم، «تاثیر بازی های الفبایی بر انگیزش، توجه و ماندگاری یادگیری»، بر جنبه های روانشناختی یادگیری تاکید دارد و نشان می دهد که چگونه لذت و جذابیت ناشی از بازی، انگیزه درونی کودکان را شعله ور ساخته، تمرکز آن ها را افزایش داده و به تثبیت یادگیری در حافظه بلندمدت کمک می کند. تیتر چهارم، «نقش معلم در طراحی و هدایت بازی های الفبایی»، به مسئولیت خطیر معلم در تبدیل شدن به یک تسهیل گر ماهر، طراح خلاق و هدایت گر دلسوز بازی ها اشاره دارد و بر لزوم شناخت ویژگی های رشدی کودکان و اهداف یادگیری در طراحی این فعالیت ها تاکید می ورزد. در نهایت، تیتر پنجم با عنوان «پیوند بازی، ارزشیابی کیفی و یادگیری عمیق الفبا»، به بررسی چگونگی سنجش پیشرفت یادگیری در بستر بازی، فراتر از آزمون های سنتی، و ارزیابی فراگیر و مستمر برای اطمینان از یادگیری عمیق و پایدار می پردازد.در جمع بندی یافته های نظری، مقاله بر این اصل تاکید می کند که رویکرد بازی محور، نه تنها یک جایگزین سرگرم کننده برای روش های سنتی، بلکه یک رویکرد آموزشی علمی و موثر است که با توجه به اصول یادگیری و نیازهای رشدی کودکان، می تواند یادگیری الفبا را به تجربه ای معنادار، لذت بخش و عمیق تبدیل کند. این رویکرد، با ایجاد محیط یادگیری پویا و مشارکتی، به کودکان کمک می کند تا نه تنها الفبا را بیاموزند، بلکه به یادگیری علاقه مند شوند و مهارت های ضروری برای سوادآموزی پایدار را در خود پرورش دهند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فریبا نظری بابرصاد
لیسانس آموزش ابتدایی
مریم دینارونی
کارشناسی امور تربیتی
صالحه کروشاوی
کارشناسی آموزش ابتدایی