نقش تشویق آگاهانه در شکل گیری انگیزش درونی دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 12
فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RRCONF01_4929
تاریخ نمایه سازی: 13 بهمن 1404
چکیده مقاله:
این پژوهش با هدف بررسی دقیق و تحلیلی نقش محوری «تشویق آگاهانه» در تقویت و شکل گیری «انگیزش درونی» در دانش آموزان دوره ابتدایی انجام شده است. انگیزش درونی، که از تمایل ذاتی فرد برای کسب مهارت، یادگیری به خاطر خود یادگیری، و احساس خودمختاری نشات می گیرد، سنگ بنای یادگیری پایدار و موفقیت تحصیلی بلندمدت محسوب می شود. در مقابل، اتکای بیش از حد بر انگیزه های بیرونی (نظیر نمرات، جوایز مادی، یا ترس از تنبیه) می تواند به تدریج اثرات مخربی بر این سرمایه روان شناختی بگذارد و منجر به تضعیف خودتعیین گری و علاقه ذاتی دانش آموز شود. ساختار آموزشی کنونی، به ویژه در مقاطع پایه، اغلب به سمت سیستم های پاداش و تنبیه بیرونی گرایش دارد که این امر نیازمند بازنگری جدی است.تشویق آگاهانه، فراتر از یک تعریف ساده از تحسین کلامی، یک مداخله روان شناختی هدفمند است که بر فرآیند، تلاش، پیشرفت و استراتژی های به کار گرفته شده توسط دانش آموز تمرکز دارد، نه صرفا بر نتایج نهایی. این رویکرد متضمن درک عمیق معلم از نظریه های کلیدی انگیزشی، به ویژه نظریه خودمختاری (Self-Determination Theory - SDT) اثر دسی و رایان است. این نظریه سه نیاز بنیادین روان شناختی (خودمختاری، شایستگی و ارتباط اجتماعی) را به عنوان پیش شرط های شکل گیری انگیزش درونی معرفی می کند. تشویق آگاهانه باید به گونه ای طراحی شود که این سه نیاز را تقویت کند. زمانی که معلم به جای گفتن «تو عالی هستی چون نمره ۲۰ گرفتی» (تشویق نتیجه محور و بیرونی)، می گوید «روش حل مسئله ای که برای این قسمت انتخاب کردی بسیار هوشمندانه بود و نشان از تمرکزت داشت» (تشویق فرآیند، تلاش و استراتژی)، در واقع در حال تقویت حس شایستگی مبتنی بر تلاش درونی و ارائه بازخورد سازنده برای بهبود آینده است.این مقاله ساختار مفهومی تشویق آگاهانه را در پنج محور اصلی تحلیل می کند: اول، تبیین مبانی نظری انگیزش درونی و چگونگی تاثیرگذاری محیط یادگیری بر آن. دوم، تمایز دقیق بین تشویق آگاهانه (Process-focused praise) و تشویق صرفا بیرونی (Outcome-focused praise) و پیامدهای متفاوت آن ها بر خودکارآمدی و نگرش دانش آموز. سوم، نقش حیاتی معلم به عنوان تنظیم کننده اصلی محیط تشویقی و نحوه ادراک دانش آموز از این تشویق. چهارم، بررسی پیامدهای روان شناختی منفی ناشی از تشویق های اغراق آمیز، غیرصادقانه یا تمرکز یافته بر صفات ثابت (مانند «تو باهوشی») که منجر به «باورهای ثابت» (Fixed Mindset) می شود. پنجم، ارائه راهبردهای عملی و کاربردی برای معلمان دوره ابتدایی جهت اجرای موثر این نوع تشویق در فعالیت های روزمره کلاسی.نتایج مورد انتظار این تحلیل نشان می دهد که اجرای نظام مند و مداوم تشویق آگاهانه، مستقیما با افزایش سطوح درونی سازی انگیزش، بهبود تاب آوری در برابر شکست، افزایش خلاقیت و لذت بردن از فعالیت های یادگیری مرتبط است. در دوره ابتدایی که پایه های نگرش مادام العمر به یادگیری شکل می گیرد، تمرکز بر ایجاد محیطی که در آن دانش آموز احساس مالکیت بر یادگیری خود داشته باشد و تلاش هایش به درستی دیده و بازخورد داده شود، امری ضروری است. در نهایت، این پژوهش بر این باور استوار است که تشویق آگاهانه ابزاری قدرتمند برای انتقال دانش آموز از مرحله وابستگی به پاداش های بیرونی به مرحله خودتنظیمی و انگیزش درونی پایدار است که لازمه موفقیت تحصیلی و رشد فردی در قرن بیست و یکم است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
علی خواجه
لیسانس راهنمایی و مشاوره