بازخوانی نسبت فلسفه و تفکر انتقادی: با تاکید بر فلسفه برای کودکان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 7
فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IICMO22_246
تاریخ نمایه سازی: 13 بهمن 1404
چکیده مقاله:
در دهه های اخیر، تفکر انتقادی به عنوان یکی از مهارت های پایه ای در عرصه تعلیم و تربیت مورد توجه قرار گرفته است. با این حال نسبت میان فلسفه و تفکر انتقادی کمتر به صورت نظام مند واکاوی شده است. این مقاله با هدف بازخوانی این پیوند با سنت فلسفی و تحلیل بنیان های نظری تفکر انتقادی صورت پذیرفته و در این راستا از رویکرد علمی-مروری و روش تحلیل مفهومی استفاده شده است. یافته های مقاله نشان می دهد که ریشه های تفکر انتقادی را می توان در سنت فلسفی یونان باستان جست وجو کرد. در تاریخ فلسفه اندیشمندانی چون سقراط با روش دیالوگ و پرسش گری، ارسطو با نظام منطق خویش، دکارت با شک روش مند و کانت با تاکید بر خودآیینی عقل، هر یک به نوعی در ساخت مبانی نظری تفکر انتقادی مشارکت داشته اند. در این میان لیپمن برنامه فلسفه برای کودکان را به عنوان یکی از الگوهای عینی عملیاتی تفکر انتقادی مطرح کرد. این برنامه از فلسفه سقراط، نظریات فلسفی و تربیتی دیویی و فلسفه تحلیلی تاثیر پذیرفته است. بر اساس یافته های مقاله می توان نتیجه گرفت که ظرفیت های فلسفه در تقویت توانایی تحلیل، پرسش گری، و استدلال منطقی، نه تنها فلسفه را در مقام خاستگاه تفکر انتقادی مطرح می کند، بلکه از طریق گفت وگوی فلسفی، آموزش مفاهیم بنیادین و تمرین در تحلیل مفروضات می تواند بستری موثر برای پرورش تفکر انتقادی فراهم آورد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مرضیه بدیعی
دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران