مقایسه رفتار شهروندی سازمانی براساس جهت گیری انگیزش درونی و بیرونی در معلمان دوره دوم مقطع ابتدایی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 6

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IICMO22_198

تاریخ نمایه سازی: 13 بهمن 1404

چکیده مقاله:

مقایسه رفتار شهروندی سازمانی براساس جهت گیری انگیزش درونی و بیرونی در معلمان دوره دوم مقطع ابتدایی موضوعی است که می تواند درک بهتری از عوامل موثر بر عملکرد معلمان و رفتارهای آنان در محیط آموزشی فراهم کند. رفتار شهروندی سازمانی به مجموعه ای از رفتارهای داوطلبانه و غیررسمی اطلاق می شود که در راستای بهبود محیط کار و افزایش کارایی سازمان انجام می شود. در این زمینه، دو نوع انگیزش اصلی وجود دارد: انگیزش درونی و انگیزش بیرونی. انگیزش درونی به تحریکات و تمایلاتی اشاره دارد که از درون فرد ناشی می شود، مانند علاقه و اشتیاق به یادگیری و تدریس. معلمان با انگیزش درونی معمولا به دلیل علاقه به پیشرفت دانش آموزان و عشق به حرفه خود، رفتارهای شهروندی مثبتی از خود نشان می دهند. این معلمان بیشتر تمایل دارند تا در فعالیت های فوق برنامه شرکت کنند، به ایجاد روابط مثبت با همکاران بپردازند و در بهبود شرایط آموزشی تلاش کنند. انگیزش درونی آن ها را ترغیب می کند تا به طور فعال در فرآیند یاددهی-یادگیری مشارکت کنند و به نیازهای دانش آموزان توجه بیشتری داشته باشند. از سوی دیگر، انگیزش بیرونی به عواملی نظیر پاداش ها، تایید اجتماعی و دیگر عناصری که از خارج فرد نشات می گیرند، اشاره دارد. معلمان با انگیزش بیرونی ممکن است بیشتر به دنبال دریافت پاداش ها و تایید از سوی مدیران و همکاران باشند. این نوع انگیزش ممکن است آن ها را به انجام وظایف خود ترغیب کند، اما در بسیاری از موارد نمی تواند منجر به رفتارهای شهروندی مثبت و داوطلبانه شود. معلمان با انگیزش بیرونی ممکن است کمتر در فعالیت های غیررسمی و اجتماعی شرکت کنند و بیشتر به دنبال انجام حداقل الزامات شغلی خود باشند. نتایج مطالعات نشان می دهد که معلمان با انگیزش درونی، به طور قابل توجهی بیشتر از معلمان با انگیزش بیرونی رفتارهای شهروندی سازمانی را از خود بروز می دهند. این معلمان به دلیل علاقه و اشتیاق شخصی، تمایل بیشتری به کمک به همکاران، مشارکت در تصمیم گیری های گروهی و ایجاد محیطی مثبت و حمایت کننده برای دانش آموزان دارند. در مقابل، معلمان با انگیزش بیرونی ممکن است رفتارهای خود را به گونه ای محدود کنند که به تامین نیازهای خارجی مرتبط باشد و این امر می تواند منجر به کاهش کیفیت تعاملات اجتماعی و آموزشی در محیط مدرسه شود. درک این تفاوت ها می تواند به مدیران و برنامه ریزان آموزشی کمک کند تا روش های مناسبی را برای افزایش انگیزش درونی معلمان طراحی کنند و به بهبود رفتار شهروندی سازمانی در محیط های آموزشی کمک نمایند. با ایجاد شرایطی که انگیزش درونی معلمان را تقویت کند، می توان به بهبود عملکرد کلی سیستم آموزشی و افزایش کیفیت یادگیری دانش آموزان دست یافت.

نویسندگان

طیبه حبیب دخت

کارشناسی ارشد علوم تربیتی گرایش برنامه ریزی آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد یادگار امام خمینی شهر ری