اختلالات گفتاری کودکان و سلامت روان مادران: لزوم بازنگری در پروتکل های مراقبتی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 18
متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
WMCONF15_004
تاریخ نمایه سازی: 13 بهمن 1404
چکیده مقاله:
این نامه به بررسی شواهدی از ارتباط بین اختلالات گفتاری کودکان و سلامت روان مادران می پردازد. یکی از شایع ترین اختلالات در کودکان، اختلالات مربوط به گفتار و زبان است که شیوع ۵-۱۲ درصد برای آن گزارش شده است و می تواند منجر به اختلال در تصمیم گیری، اعتماد به نفس، عزت نفس، استقلال و توانایی شرکت در گروه های اجتماعی شود. ارائه سطح بالای مراقبت مورد نیاز برای کودکی که دارای محدودیت های عملکردی طولانی مدت است، می تواند سنگین شود و در نتیجه بر سلامت جسمی و روانی والدین کودک تاثیر بگذارد. به همین سبب مادران به عنوان مراقبان اولیه کودک، در معرض استرس، افسردگی، احساس گناه، ناکامی، محرومیت ناشی از طبیعی نبودن کودک، گوشه گیری و عدم تمایل به برقراری ارتباط با محیط قرار دارند. حق سلامت روان یک حق اساسی بشر است که بخش مهمی از سلامت و رفاه افراد را تشکیل می دهد. مراقبت از سلامت روان والدین دارای فرزند ناتوان، برای والدین و همچنین کودک ناتوان و رشد ارتباط کلامی او مهم است. نتایج مطالعات نشان داده است مادرانی که خدمات توانبخشی را به مدت بیش از ۱۲ ماه دریافت کرده اند، کمترین میزان استرس و افسردگی و بالاترین میزان کیفیت زندگی را تجربه کردند؛ این گزارش می تواند به این علت باشد که مادران با دریافت طولانی مدت خدمات توانبخشی شاهد بهبود فرزندان خود هستند و بهتر می توانند از راهبردهای مقابله با استرس برای مقابله با مشکل کودک خود استفاده کنند. هدف از نگارش این مقاله و ارسال آن به سردبیر، جلب توجه جامعه علمی و بالینی به یک موضوع مهمی است که کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. اختلالات ارتباطی و گفتاری فرزندان یکی از منابع اصلی اضطراب طولانی مدت مادران است. انتشار این نامه در مجله ای با هدف پژوهشگران و ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی در زمینه سلامت مادر و کودک، راه ارزشمندی برای افزایش آگاهی جامعه علمی و عمومی خواهد بود. این موضوع نیازمند اقدامات عملی مانند آموزش مادران، تشکیل تیم های چندتخصصی و ادغام خدمات گفتاردرمانی در پروتکل های سلامت روان مادر و کودک است. توصیه های عملی برای این امر شامل: ارائه دوره های آموزشی تعاملی توسط گفتاردرمانگران به مادران دارای کودک با اختلالات گفتاری، جهت توانمندسازی آنان برای ایفای نقش موثر به عنوان همکار درمانی. این اقدام به مادران ابزار کنترل می دهد و مستقیما حس ناکامی و اضطراب والدینی را کاهش می دهد؛ همچنین آموزش روش های مدیریت استرس و اضطراب به مادران از طریق برگزاری کلاس های آموزشی. افزایش آگاهی پرسنل گفتاردرمانگر در زمینه روش های مدیریت استرس و اضطراب از طریق برگزاری دوره های آموزشی و ورکشاپ ها. تشکیل تیم های چندتخصصی شامل گفتاردرمانگر، روانپزشک، روانشناس و متخصص اطفال جهت اطمینان از تحت پوشش قرار گرفتن همزمان مشکل ارتباطی کودک و اضطراب مادران؛ تشکیل این تیم می تواند از ارجاعات متعدد و اتلاف زمان والدین جلوگیری کند. آموزش غربالگری های گفتار و زبان توسط متخصصین گفتاردرمانی به مادران به عنوان بخشی مهم و پیشگیرانه در برنامه های روتین مراقبت از مادر و کودک. این اقدام منجر به حذف تاخیر در تشخیص می گردد. تدوین دستورالعمل های بالینی جامع و یکپارچه با همکاری متخصصین گفتاردرمانی، روانشناسی و اطفال جهت تعیین ضرورت غربالگری زودهنگام، معیارهای ارجاع سریع و تعهد به همکاری تیمی. نتیجه گیری بر اساس شواهد، اختلالات گفتاری کودکان یک عامل خطر مهم برای سلامت روان مادران است و دریافت خدمات توانبخشی، منجر به کاهش چشمگیری در استرس و افسردگی مادران می شود. تشخیص و مداخله زودهنگام اختلالات گفتار کودکان، یک استراتژی مهم برای حفظ سلامت روان مادر است. جهت تحقق سلامت خانواده، اجرای دستورالعمل های بالینی یکپارچه، ادغام گفتاردرمانی در پروتکل های مراقبت روتین کودکان و تشکیل تیم های چندتخصصی یک ضرورت بالینی و سیاستی محسوب گردد.
کلیدواژه ها:
اختلالات گفتاری ، سلامت روان مادران ، پروتکل های مراقبتی ، توانبخشی ، تیم های چندتخصصی ، غربالگری گفتار و زبان
نویسندگان