یادگیری مادام العمر؛ رویکردی نو در آموزش

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 34

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_9460

تاریخ نمایه سازی: 12 بهمن 1404

چکیده مقاله:

جامعه بشری در آستانه قرن بیست و یکم، با تحولات بنیادین و شتابانی در حوزه های دانش، فناوری و ساختارهای اجتماعی مواجه شده است. این دگرگونی ها، که اغلب با عنوان «انقلاب چهارم صنعتی» شناخته می شود، مستلزم بازنگری اساسی در پارادایم های سنتی آموزش و پرورش است. در این بستر، مفهوم «یادگیری مادام العمر» (Lifelong Learning) از یک دغدغه آموزشی صرف، به یک ضرورت حیاتی برای بقا و توسعه فردی و جمعی تبدیل شده است. یادگیری مادام العمر به عنوان یک فرآیند مستمر، ارادی و خودراهبر در طول حیات، تضمین کننده توانایی فرد برای سازگاری، بازآموزی و کسب مهارت های جدید در پاسخ به پیچیدگی های متغیر محیط است.تبیین مفهوم: یادگیری مادام العمر فراتر از آموزش های رسمی پس از دوره مدرسه است؛ این مفهوم شامل کلیه اشکال یادگیری (رسمی، غیررسمی و غیرساختاریافته) است که فرد در تمام مراحل زندگی، از کودکی تا پیری، برای افزایش دانش، مهارت ها و شایستگی های خود به کار می گیرد. هدف نهایی آن نه تنها کسب مدارک آکادمیک، بلکه توسعه فردی، مشارکت اجتماعی موثر و افزایش توانایی اشتغال پذیری در بازارهای کار پویا است.ضرورت در جهان معاصر: جهان امروز با نرخ بالای منسوخ شدن مهارت ها (Skill Obsolescence) و افزایش طول عمر افراد روبه رو است. مشاغلی که امروز وجود دارند ممکن است تا ده سال آینده تغییر شکل داده یا ناپدید شوند، و مهارت های لازم برای مشاغل جدید مدام در حال تحول هستند. در نتیجه، سرمایه گذاری اولیه در آموزش، دیگر پاسخگوی نیازهای بلندمدت نیست. یادگیری مادام العمر به عنوان یک استراتژی انطباقی، امکان بازنگری مسیر شغلی، به روزرسانی دانش تخصصی و حفظ سلامت شناختی افراد را فراهم می آورد. این امر به ویژه در مواجهه با بحران هایی مانند پاندمی ها یا دگرگونی های اقتصادی اهمیت دوچندان می یابد.اهداف پژوهش: این پژوهش با هدف تحلیل جایگاه نظری و عملی یادگیری مادام العمر در نظام های آموزشی معاصر، شناسایی چالش های پیاده سازی آن در سطح فردی و نهادی، و ارائه راهکارهای سیاستی برای ترویج فرهنگ یادگیری مستمر انجام شده است. همچنین، تلاش شده است تا شکاف میان ادبیات نظری و اجرای عملی این رویکرد در بافتار آموزشی ایران مورد بررسی قرار گیرد.روش کلی پژوهش: پژوهش حاضر با تکیه بر رویکردی تحلیلی-توصیفی انجام شده است. این مطالعه ماهیتی کتابخانه ای داشته و با استناد به متون علمی، مقالات پژوهشی، گزارش های بین المللی (مانند یونسکو و سازمان همکاری اقتصادی و توسعه – OECD) و اسناد بالادستی مربوط به سیاست های آموزشی، به تحلیل و تبیین ابعاد مختلف یادگیری مادام العمر پرداخته است. تحلیل ها بر پایه چارچوب های نظری یادگیری بزرگسالان (Andragogy) و نظریه سرمایه انسانی متمرکز شده اند.نتایج و جمع بندی کلی: نتایج نشان می دهد که اگرچه تعهد جهانی به مفهوم یادگیری مادام العمر رو به افزایش است، اما موانع ساختاری، فقدان زیرساخت های دیجیتال یکپارچه، و فرهنگ سنتی آموزشی که بر یادگیری کوتاه مدت تمرکز دارد، مانع اصلی پیاده سازی موثر این استراتژی هستند. برای موفقیت در این زمینه، نیازمند یک دگرگونی پارادایم از تمرکز بر «نقطه پایانی» آموزش (فارغ التحصیلی) به تمرکز بر «فرآیند مستمر» یادگیری در طول حیات هستیم. این امر مستلزم سرمایه گذاری در زیرساخت های یادگیری انعطاف پذیر، ایجاد مشوق های سیاستی و تغییر نگرش جامعه نسبت به نقش آموزش در بزرگسالی است.