جایگاه تعلیم و تربیت مهارتی در برنامه های آموزشی مدارس امروز
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 15
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_9447
تاریخ نمایه سازی: 12 بهمن 1404
چکیده مقاله:
در جهان کنونی که با تحولات سریع اجتماعی، اقتصادی و فناورانه پیوسته در حال دگرگونی است، نقش نظام های آموزشی از صرفا انتقال دانش به تربیت نسلی کارآمد و آماده برای مواجهه با چالش های آینده تغییر یافته است. این تغییر پارادایم، تعلیم و تربیت مهارتی را به یکی از محورهای اصلی اصلاحات آموزشی تبدیل کرده است. تعلیم و تربیت مهارتی به فرآیندی اطلاق می شود که در آن، یادگیری به جای تمرکز صرف بر محفوظات نظری، بر توسعه قابلیت ها، توانمندی ها و شایستگی های عملی دانش آموزان برای کاربرد موثر دانش در موقعیت های واقعی زندگی و کار تاکید دارد. این رویکرد، پاسخی مستقیم به شکاف فزاینده میان محتوای درسی سنتی و الزامات دنیای مدرن است که نیازمند افرادی خلاق، حل کننده مسئله، ارتباط گر و دارای هوش هیجانی بالا است.ارتباط عمیق تعلیم و تربیت مهارتی با تحولات اقتصادی جهانی، به ویژه اقتصاد دانش بنیان و نیاز به نیروی کار انعطاف پذیر، انکارناپذیر است. سازمان های بین المللی نظیر OECD و یونسکو بر این باورند که سرمایه گذاری در آموزش هایی که مهارت های شناختی سطح بالا و مهارت های نرم (Soft Skills) را تقویت می کنند، کلید اصلی رقابت پذیری ملی و توسعه پایدار است. در این زمینه، مدارس به عنوان اصلی ترین نهاد رسمی آموزش، وظیفه دارند تا برنامه های درسی و روش های تدریس خود را به سمت رویکردی کاربردی و مهارت محور سوق دهند. این امر مستلزم بازتعریف اهداف آموزشی، تغییر نقش معلم از منتقل کننده صرف به تسهیل گر یادگیری، و فراهم آوردن محیط های یادگیری فعال و مشارکتی است.نقش آموزش مهارتی در ارتقای شایستگی های فردی و اجتماعی دانش آموزان چندوجهی است. در سطح فردی، کسب مهارت هایی چون تفکر انتقادی، مدیریت زمان و تصمیم گیری، استقلال و خودکارآمدی دانش آموز را افزایش می دهد، در حالی که در سطح اجتماعی، تقویت مهارت های ارتباطی، همکاری و شهروندی فعال، زمینه ساز تعامل سازنده در جامعه می شود. آموزش های مهارتی همچنین از طریق افزایش اشتغال پذیری فارغ التحصیلان، به کاهش نابرابری های اقتصادی و تقویت انسجام اجتماعی کمک می کنند.روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی تحلیلی است. این روش به محقق امکان می دهد تا ضمن توصیف وضعیت موجود نظام آموزشی در زمینه رویکردهای مهارتی، به تحلیل علل ضعف ها، بررسی راهکارهای پیشنهادی و سنجش میزان همسویی برنامه های فعلی با استانداردهای جهانی بپردازد. تحلیل اسنادی، بررسی ادبیات نظری و پژوهش های پیشین، ابزارهای اصلی گردآوری داده ها در این چارچوب هستند.نتایج کلی این پژوهش حاکی از آن است که اگرچه اهمیت تعلیم و تربیت مهارتی در سطح سیاست گذاری های کلان آموزش کشور به رسمیت شناخته شده است، اما شکاف عمیقی میان اهداف ترسیم شده و اجرای عملی در سطح مدارس وجود دارد. این شکاف ناشی از ساختارهای سنتی، ضعف زیرساخت های فیزیکی و انسانی، و تمرکز بیش از حد بر ارزشیابی های مبتنی بر حافظه است. جمع بندی نشان می دهد که برای تحقق کامل جایگاه مورد انتظار تعلیم و تربیت مهارتی، نیازمند یک تحول بنیادین در فرهنگ سازمانی مدارس، بازنگری اساسی در برنامه درسی ملی و سرمایه گذاری گسترده بر آموزش های ضمن خدمت معلمان در حوزه روش های تدریس فعال و پروژه محور هستیم تا دانش آموزان واقعا برای ورود به قرن بیست و یکم آماده شوند.
کلیدواژه ها:
تعلیم و تربیت مهارتی ، برنامه درسی ، مهارت های زندگی ، اشتغال پذیری ، مدارس امروز ، یادگیری کاربردی ، شایستگی های قرن بیست و یکم
نویسندگان