معلم نوین، دانش آموز توانمند؛ تحلیل رابطه روش های تدریس نوین و پیشرفت تحصیلی در مدارس امروز
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 15
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_9444
تاریخ نمایه سازی: 12 بهمن 1404
چکیده مقاله:
نظام های آموزشی در سراسر جهان در مواجهه با پیچیدگی های عصر اطلاعات و جهانی شدن، نیازمند تحولی بنیادین هستند. آموزش دیگر نباید صرفا انتقال دهنده مجموعه ای از اطلاعات ایستا باشد، بلکه باید به بستری برای پرورش مهارت های قرن بیست و یکم، تفکر انتقادی، خلاقیت و توانایی یادگیری مادام العمر تبدیل شود. در این میان، نقش معلم از یک مرجع دانایی به یک تسهیل گر و راهنمای مسیر یادگیری تغییر ماهیت داده است. این پژوهش با هدف تحلیل رابطه معنادار میان به کارگیری روش های تدریس نوین و میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در مدارس معاصر ایران انجام پذیرفته است.بیان مسئله آموزش در عصر نوین حکایت از شکاف فزاینده میان خروجی های نظام آموزشی و نیازهای بازار کار و جامعه دانش بنیان دارد. روش های سنتی که محوریت معلم و سخنرانی های طولانی دارند، توانایی پاسخگویی به تنوع نیازهای شناختی و سبک های یادگیری متفاوت دانش آموزان را ندارند. این ناکارآمدی منجر به کاهش انگیزه، افزایش افت تحصیلی و فقدان مهارت های لازم برای حل مسئله در دانش آموزان می شود. در عصر حاضر، یادگیری باید فعال، خودجهت دهنده و مبتنی بر کاربرد دانش باشد، نه صرفا تکرار و حفظ مطالب.نقش معلم نوین فراتر از انتقال محتوا است؛ معلم نوین، معمار محیط یادگیری، مربی مهارت های شناختی و عاطفی، و الگویی برای یادگیری مستمر است. او با بهره گیری از فناوری های نوین و رویکردهای مشارکتی، دانش آموز را از مصرف کننده منفعل محتوا به تولیدکننده فعال دانش تبدیل می کند. این تغییر پارادایم نیازمند بازنگری اساسی در شایستگی ها و فرهنگ حرفه ای معلمان است.روش های تدریس نوین شامل طیف وسیعی از رویکردهای فعال هستند که دانش آموز را در مرکز فرآیند یادگیری قرار می دهند. این روش ها شامل یادگیری فعال (مانند یادگیری مبتنی بر مسئله و پژوهش)، روش های فناورانه (استفاده هدفمند از ابزارهای دیجیتال و هوش مصنوعی)، یادگیری مشارکتی (کار گروهی، پروژه محور و همیاری) و روش های خلاقانه (تفکر طراحی و اکتشاف هدایت شده) می باشند. فرض اصلی بر این است که پیاده سازی صحیح این روش ها به تعمیق درک، افزایش ماندگاری یادگیری و در نهایت ارتقاء مستقیم پیشرفت تحصیلی منجر می شود.روش پژوهش مورد استفاده در این تحلیل، رویکرد توصیفی–تحلیلی است. این روش امکان بررسی دقیق ویژگی های وضع موجود (شیوع استفاده از روش های نوین) و تحلیل ارتباط علی میان متغیرهای مستقل (روش تدریس) و متغیر وابسته (پیشرفت تحصیلی) را فراهم می آورد. داده های مورد نیاز از طریق مرور ادبیات جامع، تحلیل اسنادی و مطالعات پیمایشی مرتبط با مدارس کشور جمع آوری و بر اساس چارچوب های نظری مرتبط با روان شناسی یادگیری و علوم تربیتی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.نتایج کلی و کاربردی نشان می دهند که یک همبستگی مثبت و معنادار میان درجه استفاده از رویکردهای تدریس نوین و بهبود شاخص های پیشرفت تحصیلی (شامل نمرات امتحانی، توانایی حل مسئله و میزان درگیری دانش آموز) وجود دارد. با این حال، این رابطه به شدت تحت تاثیر عواملی نظیر آمادگی زیرساختی، میزان آموزش ضمن خدمت معلمان و نگرش مدیریتی مدارس قرار دارد. برای دستیابی به نتایج پایدار، سرمایه گذاری بر توانمندسازی حرفه ای معلمان و تسهیل محیط یادگیری مبتنی بر فناوری های آموزشی امری ضروری است. این پژوهش تاکید می کند که دستیابی به دانش آموز توانمند، مستلزم تجهیز معلم به ابزارها و طرز تفکر نوین است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان