بررسی تاثیر برنامه های غنی سازی آموزشی بر رشد استعدادهای درخشان و خلاقیت دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 20
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_9443
تاریخ نمایه سازی: 12 بهمن 1404
چکیده مقاله:
برنامه های غنی سازی آموزشی به عنوان یکی از رویکردهای کلیدی در آموزش وپرورش دانش آموزان مستعد و تیزهوش، با هدف فراتر رفتن از محتوای معمول برنامه درسی، ایجاد فرصت های یادگیری عمیق، پرورش تفکر سطح بالا و فراهم سازی بستر تجربه های چالش برانگیز طراحی می شوند. مسئله محوری این پژوهش، تبیین سازوکارها و پیامدهای برنامه های غنی سازی بر «رشد استعدادهای درخشان» و «خلاقیت دانش آموزان» است؛ دو سازه ای که در ادبیات تربیتی، هم از منظر شناختی (حل مسئله، تفکر واگرا، فراشناخت) و هم از منظر عاطفی-انگیزشی (خودکارآمدی، انگیزش پیشرفت، پشتکار) اهمیت بنیادین دارند. در سال های اخیر، تغییرات سریع فناورانه، پیچیدگی مسائل اجتماعی و نیاز بازار کار به افراد نوآور سبب شده است مدارس و سیاست گذاران آموزشی، از آموزش یکنواخت و حافظه محور فاصله گرفته و به سمت مدل هایی حرکت کنند که ظرفیت های فردی دانش آموزان را شکوفا می سازد. در این میان، غنی سازی آموزشی—به ویژه در قالب هایی مانند غنی سازی درون کلاسی، خوشه های غنی سازی، پروژه های پژوهش محور، برنامه های STEM/STEAM، آموزش مبتنی بر مسئله و تفکیک محتوا—نقش مهمی در تبدیل توان بالقوه به عملکرد بالفعل دارد.این پژوهش با رویکرد تحلیلی-توصیفی و اتکا به شواهد نظری و تجربی، نشان می دهد که غنی سازی آموزشی زمانی بیشترین اثر را بر رشد استعداد و خلاقیت دارد که: (۱) مبتنی بر نیازسنجی و تفاوت های فردی باشد؛ (۲) فرصت انتخاب و خودراه بری را برای دانش آموز فراهم کند؛ (۳) بر مهارت های تفکر خلاق و انتقادی، پژوهش، طراحی و تولید محصول تمرکز کند؛ و (۴) ارزشیابی آن، فرایندی و عملکردمحور باشد نه صرفا آزمون های استاندارد. از سوی دیگر، موانعی مانند کمبود منابع، تراکم کلاس، فقدان آموزش تخصصی معلمان، نگاه نمره محور، و نابرابری دسترسی می تواند اثرگذاری این برنامه ها را کاهش دهد. یافته های تحلیلی این مطالعه پیشنهاد می کند برای بهینه سازی پیامدها، لازم است مدرسه به مثابه یک «اکوسیستم خلاق» بازطراحی شود؛ اکوسیستمی که در آن، برنامه درسی انعطاف پذیر، زمان بندی پروژه ای، مشارکت خانواده، ارتباط با دانشگاه/صنعت، و فرهنگ پذیرش خطا و تجربه گری تقویت گردد.نتیجه گیری کلی پژوهش آن است که برنامه های غنی سازی آموزشی—در صورت طراحی علمی، اجرای تدریجی، پشتیبانی مدیریتی و توانمندسازی معلم—می توانند هم در رشد استعدادهای درخشان (افزایش عمق یادگیری، مهارت های سطح بالا و پیشرفت تحصیلی) و هم در خلاقیت (افزایش سیالی، انعطاف پذیری، ابتکار و اصالت) اثر مثبت و معنادار برجای گذارند. همچنین، این برنامه ها با تقویت مهارت های قرن ۲۱ مانند همکاری، ارتباط، سواد اطلاعاتی و تفکر طراحی، زمینه تربیت دانش آموزانی توانمند برای مواجهه با مسائل پیچیده را فراهم می کنند. بر همین اساس، پیشنهاد می شود سیاست گذاران، غنی سازی را نه به عنوان فعالیت جانبی، بلکه به عنوان بخشی از هسته برنامه درسی مدارس—به ویژه مدارس استعدادهای درخشان و حتی مدارس عادی—در نظر بگیرند.
کلیدواژه ها:
غنی سازی آموزشی ، دانش آموزان استعدادهای درخشان ، خلاقیت ، تفکر واگرا ، برنامه درسی ، خوشه های غنی سازی ، آموزش تمایزیافته ، یادگیری پژوهش محور
نویسندگان