نقش مدرسه در پرورش تفکر انتقادی و خلاقیت دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 8

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_9425

تاریخ نمایه سازی: 12 بهمن 1404

چکیده مقاله:

تعلیم و تربیت در عصر حاضر، که با دگرگونی های شتابان فناورانه و پیچیدگی های روزافزون مواجه است، دیگر نمی تواند مبتنی بر انتقال صرف دانش و محتوا باشد. نیاز اساسی جوامع مدرن، پرورش افرادی توانمند در مواجهه با مسائل نوظهور، توانایی ارزیابی انتقادی اطلاعات و تولید راهکارهای نوآورانه است. در این میان، تفکر انتقادی (Critical Thinking) و خلاقیت (Creativity) به عنوان دو ستون اساسی توسعه فردی و اجتماعی، اهمیتی محوری یافته اند. مدرسه، به عنوان نهاد رسمی و بنیادی آموزش، نقش محوری در تسهیل و پرورش این مهارت ها بر عهده دارد. این پژوهش با هدف بررسی جامع نقش ساختاری، برنامه ای و محیطی مدرسه در تقویت تفکر انتقادی و خلاقیت دانش آموزان انجام شده است. روش شناسی مورد استفاده در این نوشتار، توصیفی-تحلیلی بوده و با استناد به ادبیات نظری و پژوهش های تجربی معتبر، سازوکارها و موانع موجود در این مسیر مورد واکاوی قرار گرفته است. نتایج مورد انتظار نشان می دهد که نظام آموزشی متمرکز بر محتوا و ارزشیابی های سنتی، مانع اصلی رشد این دو مهارت است. در مقابل، مدارس پویایی که بر یادگیری فعال، آموزش مبتنی بر مسئله (Problem-Based Learning)، فضای روانی امن و ارتقاء نقش معلم به عنوان تسهیل گر تمرکز دارند، بستر مناسبی برای پرورش ذهن های نقاد و خلاق فراهم می آورند. تقویت تفکر انتقادی مستلزم آموزش مهارت های استدلال منطقی، ارزیابی شواهد و تشخیص سوگیری ها است، در حالی که خلاقیت نیازمند فضایی است که در آن ریسک پذیری، تخیل و تنوع آراء مورد استقبال قرار گیرد. چالش هایی چون محدودیت های زمانی برنامه درسی، فشار آزمون های نهایی، و فقدان آموزش های تخصصی معلمان در این زمینه، موانع عمده اجرایی محسوب می شوند. جمع بندی نشان می دهد که مدرسه صرفا مکان انتقال دانش نیست، بلکه باید به آزمایشگاهی برای خلق ایده و تفکر تبدیل شود. اصلاحات بنیادی در ساختارها، فرهنگ مدرسه و روش های ارزش یابی، پیش نیاز تحقق این هدف است. در نهایت، مدرسه نقش کلیدی خود را در شکل دهی به شهروندانی دارد که قادر به حل مسائل پیچیده آینده و مشارکت موثر در توسعه علمی و اجتماعی هستند. این پژوهش بر لزوم همسویی سیاست های آموزشی با نیازهای مهارت محور قرن بیست و یکم تاکید می کند.

نویسندگان

انور داودی

مدیریت

حبیب الله حسن زهی

معاون اجرائی