کاوشی در دشواری های عملیاتی سازی یادگیری معکوس برای تقویت حل مسئله مبتکرانه

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 19

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_9253

تاریخ نمایه سازی: 12 بهمن 1404

چکیده مقاله:

یادگیری معکوس به عنوان یک رویکرد نوین آموزشی، با تغییر جایگاه محتوا و فعالیت های یادگیری، تلاش می کند محیط کلاس را از انتقال صرف اطلاعات به فضایی تعاملی، مشارکتی و مسئله محور تبدیل کند. در این روش، دانش آموزان با مفاهیم پایه پیش از کلاس آشنا می شوند و زمان کلاس به فعالیت های تحلیلی، تمرین های خلاقانه و حل مسائل مبتکرانه اختصاص می یابد؛ امری که می تواند زمینه رشد مهارت های تفکر نوآورانه و توانایی حل مسئله را فراهم سازد. اهمیت پرداختن به این موضوع از آنجا ناشی می شود که نظام های آموزشی معاصر بیش از هر زمان دیگر نیازمند تربیت دانش آموزانی هستند که بتوانند با برخورد به مسائل پیچیده، راه حل های خلاقانه ارائه کنند و تفکر تحلیلی و نوآورانه خود را پرورش دهند. با وجود ظرفیت های بالقوه یادگیری معکوس، عملیاتی سازی موثر آن با دشواری ها و چالش های متعددی همراه است که می تواند تاثیر روش را بر پرورش مهارت های حل مسئله مبتکرانه محدود سازد. بیان مسئله این پژوهش بر این پایه شکل می گیرد که علی رغم گسترش استفاده از یادگیری معکوس در محیط های آموزشی، هنوز شناخت جامعی از دشواری های اجرایی، موانع ساختاری و عوامل محیطی که موفقیت این روش را تحت تاثیر قرار می دهند، وجود ندارد و یافته های موجود اغلب پراکنده و موردی هستند. عواملی مانند آمادگی دانش آموزان، مهارت معلمان در طراحی فعالیت های یادگیری، کیفیت محتوای پیش کلاسی و شرایط سازمانی مدارس از جمله مولفه هایی هستند که اجرای موفق یادگیری معکوس را با چالش مواجه می کنند. شناسایی و تحلیل این دشواری ها می تواند راهنمایی علمی و عملی برای بهبود بهره وری روش یادگیری معکوس و تقویت توانایی حل مسئله مبتکرانه در دانش آموزان فراهم آورد.

نویسندگان

جواد محمدیانی

فوق لیسانس روانشناسی بالینی

رضا حقیقی شاندیز

لیسانس آموزش حرفه و فن

حسن اسماعیلی پایهان

لیسانس فقه و حقوق

یونس اسماعیلی پایهان

لیسانس ادبیات فارسی