چالش های ارزشیابی در نظام آموزشی متمرکز: مطالعه موردی ایران در مقایسه با الگوهای جهانی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 55
فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_PSHR-2-4_209
تاریخ نمایه سازی: 12 بهمن 1404
چکیده مقاله:
نظام آموزشی متمرکز ایران، که ویژگی بارز آن تمرکز گسترده در سیاست گذاری، برنامه ریزی درسی، اجرا و ارزشیابی تحصیلی است، با چالش های ساختاری و اجرایی متعددی در حوزه ارزشیابی مواجه می باشد. این پژوهش به شناسایی و تحلیل چالش های ارزشیابی تحصیلی در چارچوب نظام متمرکز آموزشی ایران پرداخته و این چالش ها را با الگوهای منتخب جهانی شامل نظام های متمرکز موفق (مانند سنگاپور) و نظام های نیمه متمرکز یا غیرمتمرکز (مانند فنلاند) مقایسه می نماید. روش پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی با رویکرد تطبیقی و ترکیبی (کیفی-کمی) بوده و داده ها عمدتا از طریق مرور نظام مند اسناد سیاست گذاری آموزشی ایران، آیین نامه های ارزشیابی، گزارش های رسمی وزارت آموزش و پرورش، و مقایسه با داده های معتبر بین المللی نظیر نتایج آزمون های PISA و TIMSS در دوره های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۲ گردآوری شده است.یافته های کلیدی پژوهش نشان می دهد که مهم ترین چالش های ارزشیابی در نظام آموزشی ایران عبارتند از: غلبه شدید بر ارزشیابی پایانی و نمره محور (حدود ۸۵ درصد وزن ارزشیابی نهایی)، کمبود انعطاف پذیری در به کارگیری روش های ارزشیابی فرآیندمحور و کیفی-توصیفی، ناهماهنگی آشکار میان اهداف تربیتی و یادگیری سند تحول بنیادین آموزش و پرورش با ابزارها و سازوکارهای عملی ارزشیابی موجود، محدودیت های فرهنگی-اجتماعی در پذیرش و اجرای ارزشیابی توصیفی، و کمبود آموزش حرفه ای مستمر معلمان در حوزه ارزشیابی نوین. در مقایسه با الگوهای جهانی، نظام های موفق تر از تنوع بخشی به ابزارهای ارزشیابی (شامل ارزشیابی عملکردی، پروژه محور و شایستگی محور)، تفویض اختیارات نسبی به سطوح محلی و مدرسه ای، و تاکید بیشتر بر بازخورد سازنده و یادگیری مستمر بهره می برند.نتایج این مطالعه بر لزوم گذار تدریجی از الگوی ارزشیابی متمرکز و کمی گرا به سمت الگویی ترکیبی، شایستگی محور و فرآیندمحور تاکید دارد که بتواند هم یکپارچگی نظام را حفظ کند و هم به بهبود کیفیت یادگیری و عدالت آموزشی کمک نماید. این پژوهش با تمرکز بر بعد تطبیقی و ارائه تصویر واقع بینانه از وضعیت کنونی، تلاش کرده است خلا موجود در مطالعات تطبیقی نظام مند در ادبیات پژوهشی داخلی را تا حدودی پوشش دهد و مبنایی برای سیاست گذاری و اصلاحات ساختاری در حوزه ارزشیابی تحصیلی فراهم آورد.
کلیدواژه ها:
ارزشیابی تحصیلی ، نظام آموزشی متمرکز ، چالش های ارزشیابی ، ارزشیابی کیفی-توصیفی ، مقایسه تطبیقی نظام های آموزشی ، سند تحول بنیادین ، آزمون های بین المللی PISA و TIMSS
نویسندگان
حبیب بلوچ
کارشناسی زبان و ادبیات فارسی
فاطمه رئیسی
کارشناسی رشته الهیات و فلسفه کلام