کلاس هایی که درس نمی دهند، اما یاد می دهند

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 33

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RRCONF01_4754

تاریخ نمایه سازی: 12 بهمن 1404

چکیده مقاله:

تحولات بنیادین در پارادایم های آموزش و یادگیری، مرزهای سنتی «درس دادن» را در هم شکسته و به سوی رویکردهای نوینی پیش رانده است که در آن ها «یاددهی–یادگیری» جایگزین انتقال صرف محتوا شده است. این مقاله، با رویکردی علمی–پژوهشی و تحلیلی، به بررسی مفهوم کلاس هایی می پردازد که علیرغم تمرکز کمتر بر انتقال مستقیم مفاهیم و تسلط صرف بر محتوا، قادر به ایجاد یادگیری عمیق، پایدار و معنادار در دانش آموزان هستند. مسئله اصلی تحقیق حاضر، تبیین سازوکارها و مولفه هایی است که در این کلاس ها، یادگیری فراتر از حفظ سطحی مطالب رخ می دهد و دانش آموزان به فعالان عرصه کشف، ساخت و درونی سازی دانش تبدیل می شوند. اهمیت موضوع در ضرورت بازنگری در شیوه های آموزشی رایج، که غالبا بر انتقال اطلاعات متکی هستند و از ظرفیت های بالقوه یادگیری عمیق غفلت می ورزند، نهفته است.رویکرد نظری مقاله بر پایه های نظریه های یادگیری سازنده گرا (Constructivism)، یادگیری اجتماعی (Social Learning Theory)، و یادگیری موقعیت مند (Situated Learning) بنا شده است. این نظریه ها تاکید دارند که یادگیری فرایندی فعال، تعاملی و وابسته به زمینه است که در آن یادگیرنده، معنا را از طریق تجربه، تعامل با دیگران و بافتار محیطی خود می سازد. در این راستا، نقش معلم از انتقال دهنده دانش به تسهیل گر، راهنما و طراح محیط های یادگیری تغییر ماهیت می دهد. محیط کلاس درس، تعاملات میان دانش آموزان و معلم، و تجربه های زیسته و عاطفی آن ها، به عنوان مولفه های کلیدی در ایجاد یادگیری عمیق مورد تحلیل قرار می گیرند.نتایج تحلیلی این مقاله نشان می دهد که کلاس هایی که «درس نمی دهند» اما «یاد می دهند»، بر اصولی چون پرسشگری فعال، حل مسئله، یادگیری مبتنی بر پروژه، تفکر انتقادی، همکاری، و بازتاب (Reflection) استوارند. در این کلاس ها، معلم با طراحی موقعیت های یادگیری چالش برانگیز، پرسش های تامل برانگیز، و فراهم کردن فضایی امن برای آزمون و خطا، دانش آموزان را به کاوشگری ترغیب می کند. محیط یادگیری، فضایی پویا و انعطاف پذیر است که امکان تعاملات متنوع و یادگیری از طریق تجربه را فراهم می آورد. تعامل انسانی، چه میان همسالان و چه میان معلم و دانش آموز، موتور محرکه یادگیری اجتماعی و تبادل دیدگاه ها محسوب می شود. تجربه های زیسته دانش آموزان، از جمله تجربیات عاطفی و احساسی آن ها، به عنوان ماده خام ارزشمندی برای درونی سازی مفاهیم و ایجاد یادگیری پایدار به کار گرفته می شود.Implications آموزشی این پژوهش گسترده و چندوجهی است. این مقاله ضرورت بازنگری در برنامه های درسی و شیوه ارزیابی را برجسته می سازد تا به جای تمرکز بر سنجش میزان حفظ محتوا، بر توانایی دانش آموزان در کاربرد دانش، تفکر انتقادی، و حل مسئله تاکید شود. همچنین، بازآموزی و توانمندسازی معلمان با رویکردهای نوین یاددهی–یادگیری، فراهم کردن منابع و فضاهای آموزشی مناسب، و ایجاد فرهنگ مدرسه ای که یادگیری فعال و پرسشگرانه را ارج می نهد، از دیگر دلالت های کاربردی این پژوهش است. در نهایت، این مقاله به سیاست گذاران آموزشی یادآوری می کند که برای ارتقاء کیفیت یادگیری و تربیت نسلی خلاق، نوآور و توانمند، لازم است سرمایه گذاری بر رویکردهای انسانی و تجربه محور در نظام آموزشی افزایش یابد.

نویسندگان

مریم جانی

لیسانس مطالعات اجتماعی

زهرا بادپا

ارشد علوم تربیتی