تحولات بنیادین در آموزش و پرورش بر انگیزش شغلی و تاب آوری معلمان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 42

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RTTCH04_3432

تاریخ نمایه سازی: 12 بهمن 1404

چکیده مقاله:

در پژوهش های داخلی، فرشی زاده و همکاران (۱۴۰۱) به بررسی رابطه بین هوش هیجانی مدیران و تاب آوری معلمان پرداخته و نتایج نشان داد که هوش هیجانی بالا در مدیران با تاب آوری بیشتر معلمان همراه است. احمدی و همکاران (۱۴۰۰) نیز در مطالعه ای بر روی معلمان روستایی، به اهمیت مشارکت معلمان در تصمیم گیری های آموزشی و اداری برای افزایش رضایت شغلی آن ها اشاره کردند. با این حال، کمتر پژوهشی به صورت جامع و با رویکرد روایتی به بررسی تاثیر مدل های مختلف مدیریت مشارکتی بر انگیزش و تاب آوری معلمان و کارکنان اداری در مناطق محروم ایران، با در نظر گرفتن بافت خاص این مناطق، پرداخته است. این پژوهش در صدد پر کردن این خلا تحقیقاتی است.مدیریت مشارکتی به عنوان یکی از موثرترین رویکردها در افزایش انگیزش شغلی و تاب آوری معلمان و کارکنان اداری مدارس، به ویژه در مناطق محروم، مورد توجه محققان و سیاست گذاران آموزشی قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر مدل های مختلف مدیریت مشارکتی (شورایی، دموکراتیک، تعاملی و همکارانه) بر ارتقای انگیزه شغلی و بهبود تاب آوری معلمان و کادر اداری مدارس مناطق کم برخوردار تدوین شده است. روش تحقیق به صورت کیفی و مبتنی بر رویکرد روایتی است؛ جامعه آماری شامل معلمان، مدیران و کارکنان اداری مدارس مناطق محروم استان های هرمزگان، سیستان و بلوچستان و قسمتی از کردستان می باشد. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و گروه کانونی گردآوری و تحلیل مضمون به روش کدگذاری محور انجام گرفت.مطالعه حاضر نشان داد که به کارگیری مدل های مشارکتی همچون تشکیل شوراهای معلمان، جلسات تعاملی دوره ای و سپردن مسئولیت های مشترک در اداره مدرسه منجر به افزایش میزان رضایت شغلی (حدود ۳۵٪ بر اساس میانگین نقل قول های مشارکت کنندگان)، کاهش تمایل به ترک خدمت و رشد حس هماهنگی و همدلی در میان معلمان شده است. نقل قول هایی از معلمان و کارکنان (برای نمونه: «وقتی در تصمیم ها شرکت می کنم، احساس می کنم این مدرسه واقعا برای خود ماست.») این یافته ها را تایید می کند. همچنین، تحلیل داده ها گویای آن است که مقاومت در برابر تغییر و نبود مهارت های مدیریتی لازم از جمله مهم ترین چالش های اجرای کامل مدل های مشارکتی است اما فرصت هایی همچون شکل گیری اعتماد، افزایش رشد حرفه ای و حمایت اجتماعی نیز پدید می آید.در نهایت، بر اساس یافته ها، الگویی بومی براساس چهار محور مشارکت، مسئولیت مشترک، رشد حرفه ای و حمایت اجتماعی، برای مدیریت مدارس مناطق محروم پیشنهاد شده است. سیاست های اجرایی از قبیل آموزش مدیران، راه اندازی شوراهای مشورتی فعال و ارزیابی عملکرد مدیران بر این اساس، می تواند راهگشای ارتقای انگیزش و تاب آوری منابع انسانی در آموزش و پرورش این مناطق باشد.

نویسندگان

طیبه حسینی

کارشناسی ارشد ،شهرستان بندرعباس