ارزشیابی توصیفی در ترازوی نقد؛ چالش های اجرایی معلمان در ثبت «بازخوردهای کیفی» و راهکارهای عبور از کلیشه نویسی در کارنامه ها

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 18

فایل این مقاله در 8 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RRCONF01_4400

تاریخ نمایه سازی: 11 بهمن 1404

چکیده مقاله:

نظام ارزشیابی کیفی-توصیفی که از اوایل دهه ۸۰ شمسی در نظام آموزشی ایران و به طور خاص در دوره ابتدایی جایگزین نظام نمره دهی کمی (۰ تا ۲۰) شد، با هدف بنیادین تغییر رویکرد از «سنجش یادگیری» به «سنجش برای یادگیری» طراحی گردید. این پارادایم نوین با تاکید بر کاهش اضطراب امتحان، توجه به تفاوت های فردی، و ارتقای بهداشت روانی دانش آموزان، ابزار اصلی خود را «بازخورد کیفی» معرفی کرد. با این حال، پس از گذشت نزدیک به دو دهه از استقرار این نظام، شواهد میدانی و پژوهشی حاکی از آن است که چالش های اجرایی متعددی، کارکرد اصلی این طرح را با اختلال مواجه کرده اند. یکی از بارزترین آسیب ها، پدیده «کلیشه نویسی» در کارنامه ها و دفاتر ثبت فرآیندهای کلاسی است؛ جایی که بازخوردهای دقیق، سازنده و معطوف به بهبود، جای خود را به جملات تکراری، مبهم و فاقد ارزش تشخیصی داده اند. این مقاله ضمن واکاوی مبانی نظری و شکاف آن با واقعیت های اجرایی کلاس درس، به کالبدشکافی علل ریشه ای کلیشه نویسی از منظر چالش های شناختی معلمان، موانع ساختاری-اداری و کمبود سواد سنجش می پردازد. در ادامه، با ارائه راهکارهای عملیاتی مبتنی بر استفاده از ابزارهای نوین نظیر روبریک ها، چک لیست های هدفمند و بهره گیری از فناوری های نوین، مسیری برای احیای هویت واقعی ارزشیابی توصیفی و تبدیل کارنامه به سندی راهگشا برای توسعه یادگیری ترسیم می گردد.

نویسندگان

سمیه نوروزاصل

لیسانس آموزش ابتدایی